تبليغاتX
چهره ها
سرلشکر محمد علی جعفری چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 15:18

پس از موافقت با درخواست کناره گيري سردار سيد يحيي رحيم صفوي، سردار عزيز جعفري به عنوان فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منصوب گشت. سردار عزيز جعفري جانشين سردار صفوي در سپاه پاسداران  از فرماندهان سپاه در دوران دفاع مقدس به شمار مي آيد و مدت زيادي فرمانده قرارگاه نجف بود که چند لشگر عمل کننده را تحت مديريت خود داشت.او در اين دوران چندين بار مجروح شد و همچنان آثار جانبازي را در بدن دارد.معاونت عمليات ستاد مشترک سپاه و جانشين نيروي زميني ديگر سمتهاي جعفري بوده است.در آخرين سمت خود، مسئول بنياد تحقيقات راهبردي سپاه بود.وي پيش از آن فرمانده نيروي زميني سپاه بود و بعد از او احمد کاظمي فرمانده اين نيرو شد. به نظر مي رسد انتصاب او به فرماندهي سپاه، سه سال پس از رياست مرکز تحقيقات راهبردي سپاه، به او براي داشتن نگاهي جامع به سپاه،  میباشد .

سردار رحيم صفوي پس از ده سال از فرماندهي سپاه کناره گیری کرد.پيش از او محسن رضايي به مدت 16 سال فرماندهي اين نهاد مهم را پس از چند دوره فرماندهي هاي کوتاه مدت برعهده داشت.سرتيپ پاسدار محمدعلي جعفري،  متولد دهم شهريور ماه سال 1336 از شهرستان يزد، دوران تحصيلات ابتدايي تا مقطع دبيرستان را در شهرستان يزد به پايان رساند.در سال 1356 در دانشگاه تهران رشته معماري قبول شد و هم زمان و فعاليت هاي سياسي خود را نيز آغاز نمود.عمده ترين فعاليت وي در اين دوران، تشکيل انجمن اسلامي دانشکده و راه اندازي کتابخانه اسلامي و گروه کوهنوردي در دانشکده بود.وي در جريان مبارزات تهران، ، در تظاهرات شرکت مي نمود و در آستانه پيروزي انقلاب نيز دستگير شد و به زندان افتاد.در سال 1358 به عنوان نماينده دانشکده در انجمن اسلامي دانشگاه تهران حضور داشت و در اشغال سفارت امریکا در تهران نيز فعال بود.محمدعلي جعفري پس از شروع جنگ به عنوان يک بسيجي به جبهه رفته و در سال 1360 به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمد تا پايان جنگ به صورت پيوسته و به عنوان فرمانده قرارگاه هاي عملياتي غرب و جنوب مشغول خدمت شد و در سمت هايي چون معاونت عمليات سپاه سوسنگرد، فرماندهي تيپ عاشورا و فرماندهي قرارگاه قدس و قرارگاه نجف خدمت کرد.جعفري پس از پايان جنگ براي ادامه تحصيل به دانشگاه بازگشت و در سال 1371 موفق به اخذ مدرک کارشناسي ارشد در رشته معماري شد.او همچنين دوره فرماندهي و ستاد که يکي از دوره هاي عالي نظامي است را در سال هاي 71 و 72 در دانشگاه جنگ سپاه گذراند و مدتي نيز در دوره هاي دافوس سپاه به تدريس پرداخت.وي هم زمان با تحصيل به عنوان مسئول عمليات ستاد مشترک و جانشين نيروي زميني سپاه مشغول خدمت بود و از سال 1371 مسئوليت فرماندهي نيروي زميني سپاه را به مدت سيزده سال بر عهده گرفت که در پنج سال آخر آن، مسئوليت فرماندهي قرارگاه ثارالله تهران نيز بر عهده وي بود.

 بازتاب گسترده در رسانه هاي غربي
اما تغيير اخير فرماندهي سپاه بازتاب گسترده اي در رسانه هاي غربي داشت.خبرگزاري فرانسه با غير منتظره خواندن جابجايي  اخير در فرماندهي سپاه که به اعتقاد نويسنده آن،در «بحبوحه تنشهاي روزافزون ايران با با غرب» صورت گرفت، اين موضوع را با تهديدات اخير غرب عليه سپاه پاسداران مرتبط دانست.خبرگزاري فرانسه افزوده است: هنوز علت اين اقدام که بصورت غير منتظره و پيش بيني نشده اعلام شد، مشخص نشده است،اما آيت الله خامنه اي با قدرداني از خدمت ارزشمند سردار صفوي به جانشين وي توصيه کرد پيشرفت فزاينده سپاه پاسداران را ادامه دهد.از سوي ديگر شبکه الجزيره  هم از تغيير فرمانده سپاه به اقدامي پيشدستانه براي مقابله با تهديدات امريکا ياد کرد.اما سي.ان.ان، از اين تغيير در فرماندهي ارشد سپاه، اقدامي براي کاستن از فشارها تعبير کرد.سي ان ان درباره فرماندهي جديد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران گفت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران اکنون فرمانده جديد دارد.خبرنگار سي.ان.ان که بارها به ايران سفر کرده است، در گزارشي اين بار از بغداد ادعا کرد اين خبر براي بسياري از مردم در تهران تعجب آور بود.


اقدامات سردار جعفری

محمد علی جعفری پس از دریافت حکم فرماندهی سپاه اقدامات گسترده ای را در این سازمان نظامی وسیاسی صورت داد

اصطلاح دفاع موزاییکی و استانی شدن حوزه فرماندهی سپاه از ان جمله است, او همچنین به تقویت بیش از پیش نیروی مقاومت بسیج پرداخت ودر مقطعی شخصا فرماندهی نیروی مقاومت بسیج را برعهده داشت, سردار جعفری همواره در سخنان خود بر تقویت نقش بسیج و نقش افرینی ان در حوادث ورویدادها تاکید دارد.

 سرلشکر جعفری قبل از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری دهم در سخنانی وظیفه سپاه را حمایت از جریان اصولگرایی در کشور دانست که این سخنان واکنشهایی درپی داشت, منتغدان این سخنان را دخالت سپاه به عنوان یک نهاد نظامی در امور سیاسی و خلاف مشی ایت ا..خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی  دانستند,

در بحبوبه تبلیغات انتخاباتی سرلشکر جعفری همراه تعدادی دیگر از فرماندهان عالیرتبه سپاه بارها به کاندیدهای اصلاح طلب هشدار دادند که در سخنان وبرنامه های خود اصول کلی نظام را زیر سوال نبرند, اقدامات سپاه پاسداران وسخنان فرمانده هان ان حمایت این نهاد نظامی را از محمود احمدی نژاد روشن میسازد.

 سپاه بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم

 پس از اعلام نتیج انتخابات ریاست جمهوری و معرفی محمود احمدی نژاد به عنوان پیروز انتخابات, معترضین به نتایج با تجمع در خیابانها  خواستار ابطال انتخابات شدند واکنش شدید نهادهای انتظامی علی الخصوص حضور گسترده نیروهای بسیج در سرکوب تظاهر کنندگان و ضرب وشتم انان از اقدامات مهم سپاه پاسداران بعد از انتخابات میباشد.

بازداشت گسترده فعالین سیاسی اصلاح طلب توسط قرارگاه ثارا..سپاه پاسدارن از جمله سعید حجاریان ومصطفی تاج زاده از دیگر اقدامات مجموعه تحت فرماندهی سرلشکر جعفری است.

 دخالت گسترده سپاه پاسدران در امور سیاسی و حضور گسترده این نهاد در فعالیت های اقتصادی,  خرید شرکتهای بزرگ دولتی از دیگر  فعالیت های  مهم سرلشکر جعفری در مقام فرماندهی سپاه پاسداران میباشد.

 سرلشکر جعفری در اخرین سخنان خود نیروهای اصلاح طلب را به طراحی انقلاب مخملین متهم کرد و خواستار برخورد شدید با کسانی که وی انها را سران اغتشاشگران نامید, شد.

 

نوشته شده توسط سلطان  | لینک ثابت |

سعید مرتضوی شنبه سیزدهم تیر 1388 15:46

سعید مرتضوی

سعید مرتضوی در یک خانواده معمولی در سال 1346 در شهرستان میبد به دنیا آمد. تحصیلاتش را در همانجا آغاز کرد و در سالهای پس از جنگ به بسیج پیوست. پس از چندی به عنوان سهمیه بسیج به دانشگاه آزاد اسلامی واحد تفت راه یافت و از همان جا در سال 1365 کارش را در قوه قضائیه آغاز کرد. پس از چندی به شهربابک رفت و به عنوان دادیار در این شهر مشغول به کار شد و به سرعت به عنوان مسوول واحد اجرای احکام منصوب شد. خودش گفته است که در سن نوزده سالگی دادیار شد و پس از نه ماه در سن بیست سالگی به مقام ریاست دادگاه حقوقی دو مستقل رسید. او پنج سال رئیس دادگستری این شهر در استان کرمان بود. در همین دوران یک پرونده قضايي برای او تشکیل شد، پرونده ای که مدتها در دادگاه انتظامی قضات او را گرفتار کرد، همین موضوع باعث شد قاضی جوان که در حال تحصیل بود، به تهران بیاید و برای حل مشکل خود با کمک آیت الله زاده شیخ محمد یزدی مشکل خود را برای مدتی به تعویق بیندازد. در همین دوره، مرتضوی توسط معاونت سیاسی قوه قضائیه به کار گرفته شد. آن روزها زمانی بود که اسدالله بادامچیان و همفکران موتلفه ای او معاونت سیاسی قوه قضائیه را در اختیار داشتند.

تجارت و قضاوت

اگرچه حضور اسدالله بادامچیان در معاونت سیاسی قوه قضائیه در دوران ریاست شیخ محمد یزدی باعث شد تا موتلفه از موضوعی به نام زندان به عنوان یک تجارت پرسود، استفاده کند، اما این نخستین حضور موتلفه در قوه قضائیه نبود. همگان بخاطر دارند که اسدالله لاجوردی عضو مهم موتلفه از 1360 به مدت یک دهه حکمران مطلق زندان اوین بود و سرنوشت زندانیان را نه فقط به عنوان رئیس زندان بلکه به عنوان مرد اول واقعی قوه قضائیه تعیین می کرد. وقتی اسدالله بادامچیان معاون سیاسی قوه قضائیه شد، تصمیم گرفت تا این سازمان قدیمی را بازسازی کند و بصورتی دلخواه درآورد. تصفیه گسترده ای صورت گرفت و بسیاری از قضات و دادیاران و مستشاران و سایر مقامات قوه قضائیه که از قبل از انقلاب در راهروهای پیچ در پیچ و خاک گرفته این قوه مشغول ادامه زندگی شغلی بودند، برکنار شدند و گروهی از قضات جوان که اکثرا سهمیه جنگی و بسیج بودند و اکثرا در سنین زیر سی سال بودند، به عنوان قاضی وارد دستگاه قضائی شدند.

قاضی سعید مرتضوی که تازه از شهرستان آمده بود، توسط آنان جذب شد و یاد گرفت که چگونه باید به عنوان فردی در خدمت نظام قضائی شخصیتی مذهبی از خود نشان دهد و با برخوردهای تند و بدون مماشات، به نام آورترین قاضی سالهای پس از انقلاب تبدیل شود. مرتضوی پس از ورود به تهران در سال 1373 رئیس شعبه 9 دادگاه عمومی تهران شد و مدتی بعد به شعبه 34 مجتمع قضایی ویژه کارکنان دولت منتقل شد. پس از آن قاضی مرتضوی به شعبه 1410 رفت، شعبه ای که نامش برای همه روزنامه نگاران شناخته شده است.

دادگاه مطبوعات

با آغاز جنبش اصلاحات، روزنامه های اصلاح طلب فعالیت شان را آغاز کردند، روزنامه جامعه بسرعت تبدیل به یکی از محبوب ترین روزنامه های تاریخ ایران شد و در تاریخ شش ماهه عمرش توانست پرتیراژترین روزنامه زمان خودش شود و بسیاری از آنچه را که در سالهای سکوت پس از 1360 ناگفته مانده بود، بگوید و تعریف خط قرمز را تغییر دهد. آن روزها قاضی مرتضوی که هنوز در حال تحصیل بود و گفته می شد در دوره فوق لیسانس حقوق درس می خواند و هنوز سی ساله نشده بود، رئیس شعبه 1410 یا دادگاه مطبوعات شد. مرتضوی برخورد با مطبوعات را آغاز کرد.

در آن روزها مهاجرانی وزیر ارشاد اسلامی شده بود و احمد بورقانی، معاون مطبوعاتی ارشاد بود. مرتضوی تلاش کرد روزنامه جامعه را تعطیل کند، اما چنین چیزی براحتی ممکن نبود. سالها بود که نه روزنامه ای تا این حد خط قرمزها را شکسته بود و نه روزنامه ای توقیف شده بود. بخصوص اینکه در آن روزها خاتمی در اوج محبوبیت خود بود و برخورد با روزنامه های اصلاح طلب به نوعی برخورد با خاتمی و اصلاحات و مردم تلقی می شد. سعید مرتضوی نخست تلاش کرد تا از طریق فشار آوردن به معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد کاری کند که آنان خودشان روزنامه را تعطیل کنند، اما احمد بورقانی در دیداری که تقریبا حکم بازجویی او را داشت با تندی با قاضی جوانی که لهجه یزدی غلیظ داشت، برخورد کرد. مرتضوی حکم توقیف موقت روزنامه جامعه را داد. احمد بورقانی نیز به همین دلیل استعفا داد و همراه با عیسی سحرخیز که در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد کار می کرد، از این وزارتخانه بیرون آمدند.

اما توقف تيم جامعه یک روز بیشتر طول نکشید، روزنامه « توس» بلافاصله و پس از یک روز به جای آن منتشر شد. هشت روز بعد مرتضوی به استناد قانونی که فقط می توانست توسط صاحب امتیاز روزنامه جامعه مورد استناد قرار بگیرد، انتشار توس را به دلیل شباهت به روزنامه جامعه و در حقیقت زیرپا گذاشتن حق امتیاز روزنامه جامعه توقیف کرد. همین باعث شد که روزنامه توس کلیه شباهت هایش را تغییر دهد و اسامی همه ستون های روزنامه و همچنین فرم گرافیکی آن عوض بشود. روزنامه توس تقریبا بطور دائمی زیر فشار دادگاه مطبوعات قرار داشت. مرتضوی، جوادی حصار صاحب امتیاز توس را احضار کرد و او را وادار کرد تا علیه شمس الواعظین سردبیر خودش شکایت کند. کاری که بعدها بارها با تحت فشار گذاشتن اشخاصی که صاحب امتیاز روزنامه ها بودند، انجام داد.

در هر حال روزنامه توس پس از 44 شماره، رهبر انقلاب را عصبانی کرد. آیت الله خامنه ای در یک دیدار رسمی با گروهی از مردم گفت: «اگر با انگشتم اشاره کنم مردم همه شماها را سرجای خودشان می نشانند» ! ؛ البته این مردم نبودند که پیام رهبر انقلاب را اجرا کردند، این قاضی مقدس در دادگاه انقلاب و قاضی مرتضوی بودند که اشاره انگشت آیت الله خامنه ای را دیدند. دادگاه انقلاب یک روز بعد از این سخنرانی ، شمس الواعظین(سردبیر)، جوادی حصار( صاحب امتیاز)، ابراهیم نبوی( طنزنویس) و حمیدرضا جلایی پور( مدیر مسوول) توس را دستگیر کرد. محسن سازگارا، مدیر اجرایی توس که در سفر خارجی بود، در حال بیماری به ایران برگشت و در بیمارستان تحت بازداشت قرار گرفت.

120 نشریه در هشت سال
این آمار هرگز در تاریخ تکرار نشده است. یک قاضی 120 نشریه مختلف را در طول هشت سال توقیف کرد. پس از آزادی پنج نفر از گردانندگان روزنامه های جامعه و توس که همزمان با انتخابات مجلس خبرگان صورت گرفت، بسیاری از نیروهای سیاسی و فرهنگی تازه به این موضوع علاقمند شدند. در طول زمانی کمتر از یک سال تعداد روزنامه های معتبر و پرفروش و مستقل از ده روزنامه هم بیشتر شد و تیراژ کل روزنامه ها به بالاتر از دومیلیون روزنامه رسید. سعید مرتضوی در آن روزها هم درس می خواند و هم تلاش می کرد از هر قانونی که هر زمانی و برای هر جرمی وضع شده است، استفاده کند تا جلوی مطبوعات را بگیرد.

قاضی مرتضوی از هر قانونی برای متوقف کردن مطبوعات استفاده می کرد. او یک روزنامه را به استناد یک ماده قانونی مصوب 1339 در مورد حمل اشیاء خطرناک توقیف کرد. روزنامه سلام را به استناد انتشار اسناد محرمانه توقیف کرد. نشریه ای دیگر را به استناد شکایت مدیرمسوول خود روزنامه توقیف کرد.
بسیاری از روزنامه ها از مرتضوی به دادگاه انتظامی قضات شکایت کردند، این دادگاه در بیش از چهل مورد مرتضوی را مقصر شناخت، اما معمولا کسی که برکنار می شد قاضی دادگاه انتظامی قضات بود، نه قاضی مرتضوی !

ویرانه ای برای مطبوعات

سرانجام دوران شیخ محمد یزدی که خود به عنوان رئیس قوه قضائیه رودرروی مطبوعات اصلاح طلب قرار گرفته بود، تمام شد و آیت الله خامنه ای سید محمود شاهرودی را که چند سالی بود تابعیت عراقی اش را لغو کرده و تبعه ایران شده بود و مورد توجه رهبر نظام بود، به عنوان رئیس قوه قضائیه منصوب کرد. با این انتصاب، مطبوعاتی ها نفس راحتی کشیدند، اما موضوع به این سادگی نبود. شاهرودی پس از ورود به قوه قضائیه آنجا را « ویرانه» ای خواند که باید اصلاح شود و در اولین گام و بسرعت اسدالله بادامچیان، مشاور سياسي و برخي ديگر موتلفه اي ها و رازینی دادستان را از قوه قضائیه بیرون کرد. او از همان ابتدا تصمیم داشت که مرتضوی را نیز به دلیل تخلف های بی شمارش برکنار کند، اما در ملاقات با رهبری با مخالفت وی مواجه شد. آیت الله خامنه ای گفته بود: « یک قاضی قاطع و خوب داریم، او را هم می خواهید برکنار کنید»!؛ چنین شد که مرتضوی همچون خاری در چشم رئیس قوه قضائیه ماند و او نیز بتدریج به این مشکل در چشمانش عادت کرد.

قتل عام مطبوعات

وقتی مطبوعات پشت سر فهرست اصلاح طلبان ایستادند، مجلس ششم با حمایت مطبوعات به دست اصلاح طلبان افتاد. تندروی های مطبوعات در برخورد با هاشمی رفسنجانی حمایت کارگزاران را از اصلاح طلبان گرفت. سعید حجاریان چند روز پس از پیروزی اصلاح طلبان توسط سعید عسگر از حزب اللهی های تندرو ترور شد و چند روز بعد از آن بهانه کنفرانس برلین باعث شد تا تلخ ترین روز مطبوعات ایران و پرکار ترین روز قاضی مرتضوی در روز چهارم و پنجم اردیبهشت سال 1379 اتفاق بیافتد. مرتضوی 18 نشريه را در این دو روز توقیف کرد و با شدت و قدرت در مقابل هر نوع مقاومتی در مطبوعات ایستاد. تا پایان سال 1379 او حکم توقیف موقت یا لغو امتیاز 32 نشریه را صادر کرد. این روند تا پایان هشت سال دولت خاتمی برقرار بود. مرتضوی از بهار 79 تا تابستان تقریبا همه مدیران و نویسندگان مهم مطبوعات کشور را بازداشت و زندانی کرد و دوره طلایی مطبوعات اصلاح طلب را نابود کرد.

قتل زهرا کاظمی

یکی از مهم ترین پرونده های قاضی مرتضوی که همیشه او را در موقعیت یک متهم به قتل قرار داده است، قتل زهرا کاظمی، عکاس ایرانی - کانادایی بود که در تیرماه سال 1382 پس از یک دستگیری در حین عکاسی، توسط مرتضوی بازجویی شد و در حین بازجویی با ضربه مغزی کشته شد. محسن آرمين، نماینده مجلس ششم و عضو کمیسیون تحقیق این قتل، ماجرای دستگيری و بازجويی از خانم کاظمی را چنین بيان کرد: «زهرا کاظمی، خبرنگار تبعه کانادا، روز دوم تير در مقابل زندان اوين و هنگامی كه مشغول گرفتن عكس از تجمع خانواده‌ های بازداشت شدگان بود با ضرب و شتم دستگير می‌شود. قاضی مرتضوی به جای رعايت حريم خبرنگاری، توجه به آبرو و حيثيت كشور و بهانه ندادن به مخالفان نظام و برخورد با ماموران متخلف كه

 اين خبرنگار را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند حكم بازداشت وی را صادر می‌كند. پس از دو روز بازجويی به دليل نامعلومی وی را به نيروی انتظامی تحويل می‌دهند. زهرا كاظمی به بازجويان نيروی انتظامی می‌گويد كه به هنگام بازجويی در دادستانی به‌ويژه از ناحيه‌ سر مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. بعد از ظهر همان روز وی به دستور مرتضوی به دادستانی اوين ارجاع می‌شود و پس از چند ساعت قاضی مرتضوی از وزارت اطلاعات می‌خواهد او را تحويل بگيرد. به گفته مقامات وزارت اطلاعات، اين وزارت اعلام می‌كند بازداشت وی ضرورتی ندارد... اما قاضی مرتضوی نمی‌پذيرد و وزارت را ملزم به تحويل گرفتن وی

می‌كند. زهرا كاظمی به هنگام بازجويی ابراز ناراحتی می‌كند. پنجم تيرماه ساعت 12 شب وی را به بيمارستان منتقل می‌كنند و ساعت 6 صبح روز ششم، حالش وخيم شده، به علت خونريزی مغزی به كما می‌رود و دچار مرگ مغزی می‌شود. علت خونريزی ضربه مغزی و شكستگی جمجمه تشخيص داده می‌شود. وقتی خانواده متهم به زندان مراجعه می‌كنند ديگر از ادعای جاسوسی وی خبری نيست. تنها چيزی كه می‌شنوند اين است كه برويد وی را از بيمارستان ببريد »

به گفته محسن آرمين: «زهرا كاظمی تا روز 19 تيرماه 1382 عليرغم مرگ مغزی زير دستگاه تنفس مصنوعی نگهداری مي‌شود و پس از اين تاريخ مرگ وی اعلام می شود. قاضی مرتضوی پس از درگذشت وی، خارج از حيطه‌ مسووليت و بدون اطلاع به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، مديركل رسانه‌های خارجی اين وزارت را احضار می‌كند و از وی می‌خواهد طی مصاحبه‌ای فوت وی را به علت سكته مغزی اعلام كند. وی پس از مصاحبه‌ مديركل مذكور چند بار با خبرگزاری تماس می‌گيرد تا خبر مصاحبه را سريعا مخابره كنند. به گفته خانواده‌ زهرا كاظمی، دادستانی اصرار بر دفن سريع وی داشته است.»

مهدی کروبی رييس مجلس ششم گفت که بنا به گزارشی که از سوی هيات پيگيری به رييس جمهوری ارائه شده است، حتمی بودن ضربه مغزی خانم کاظمی تاييد می شود. فاطمه راکعی، نماينده مجلس ششم نیز گفت که شخص قاضی مرتضوی طی تماسی با محمد حسين خوشوقت، معاون رسانه های خارجی وزارت ارشاد، وی را به دادستانی فرا خوانده و از او خواسته است نامه تايپ شده ای مبنی بر اينکه "علت مرگ زهرا کاظمی سکته مغزی بوده است" امضا کند. پس از انتشار این اطلاعات بود که ژان پیر پرن، نویسنده لوموند نوشت که زهرا کاظمی با ضربات کفش مرتضوی به قتل رسیده است.

سفر هاي ناموفق، نه کانادا و نه فرانسه

با پایان یافتن دوران طلایی مطبوعات، قاضی مرتضوی نیز از دانشگاه فارغ التحصیل شد و فوق لیسانس حقوق خودش را گرفت. او تصمیم گرفته بود تا مدتی از فضایی که در مورد او وجود داشت دور شود، به همین دلیل تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به کانادا برود. اما این موضوع با واکنش شدید ایرانیان در کانادا که او را به عنوان یکی از دشمنان حقوق بشر معرفی می کردند، روبرو شد. ایرانیانی که در کانادا قدرت اجتماعی و شغلی و علمی بالایی دارند، از دولت کانادا خواستند که مانع شود که مرتضوی برای تحصیل در این کشور پذیرفته شود. دانشگاههای کانادا نیز با پذیرش وی مخالفت کردند. چندی بعد او تصمیم گرفت تا تحصیلاتش را

 در فرانسه دنبال کند، اما در فرانسه نیز دولت و ایرانیان مقیم فرانسه واکنش شدیدی در این مورد نشان دادند، شاید اگر قاضی مرتضوی در همان زمان به کانادا رفته بود، بسیاری از آنچه برای او و برای روزنامه نگاران ایرانی و برای بسیاری از کسانی که به حکم او مجازات شدند، اتفاق نمی افتاد. مرتضوی نیز پس از برخورد با این درهای بسته به کارش از یک سو و تحصیلاتش از سوی دیگر ادامه داد. او که در حال به پایان رساندن دوره دکترایش است، از معدود دانشجویانی است که بارها در دادگاه استادانش را تهدید کرده و یا به زندان انداخته است. اما نکته مهم این است که با وجود اینکه مرتضوی برای تحصیل در دانشگاه از سوی دولت های کانادا و فرانسه پذیرفته نشد، اما وی به عنوان نماینده حقوق بشر ایران به اجلاس ژنو رفت و هیچ اتفاقی هم برای او نیفتاد.

پرونده وبلاگ نویسان، 1383
اگرچه آغازپرونده ای که بعدها نام وبلاگ نویسان را گرفت، توسط کمیته اماکن و با دستگیری نه نفر از نویسندگان و مدیران فنی چند وب سایت اینترنتی آغاز شد، اما مانند بسیاری از پرونده هایی که به رسانه ها مربوط می شد، معلوم شد که کل این پروژه توسط قاضی مرتضوی اداره می شد و پس از مدتی نیز مرتضوی خود عهده دار بازجویی ها و برگزاری دادگاههای وبلاگ نویسان شد. سینا مطلبی، حنیف مزروعی، امید معماریان، روزبه میر ابراهیمی، شهرام رفیع زاده، غلام تمیمی، فرشته قاضی و محبوبه عباسقلی زاده مهم ترین کسانی بودند که در این پرونده به دادگاه کشیده شدند، قاضی مرتضوی از طریق تحت فشار قرار دادن این

 افراد که بیشتر با اتکاء به مسائل شخصی آنان صورت می گرفت، آنان را وادار کرد که در دادگاه و در مصاحبه های مطبوعاتی به جرایم خود اعتراف کنند. زندانی شدن این افراد باعث انعکاس شدید موضوع در وبلاگ ها و وب سایت های داخلی و خارجی شد. محمد علی ابطحی، مشاور سابق خاتمی با این وبلاگ نویسان ملاقات کرد و بعد از شنیدن مسائلی که برای آنان در زندان پیش آمده بود، ترتیب ملاقات آنان را با رئیس قوه قضائیه داد و پس از این ملاقات بود که شاهرودی دستور داد که « بروید و در خانه تان بنشینید و اگر کسی خواست شما را احضار کند، بگوئید رئیس قوه قضائیه گفته است که کسی حق بازداشت ما را ندارد.» بدین ترتیب برای نخستین بار قاضی مرتضوی از سوی مقامی بالاتر محدود شد و پرونده وبلاگ نویسان متوقف شد، اگرچه قاضی مرتضوی پس از این موضوع با پیگیری فیلترینگ سایت های اینترنتی بخش وسیعی از سایت های اینترنتی و وبلاگ ها را از امکان دیده شدن در ایران ممنوع کرد.

پس از خاتمی، و دوران احمدی نژاد
با روی کار آمدن احمدی نژاد، رمقی در مطبوعات نمانده بود. در حقیقت بسیاری از روزنامه نگاران از کشور خارج شدند، برخی از آنان روزنامه نگاری را رها کردند، برخی دیگر ترجیح دادند فقط روزنامه نگار باشند. مرتضوی که پس از توقیف مطبوعات دادستان تهران نیز شده بود، به موضوعات دیگری پرداخت. او اگرچه پشت صحنه تقریبا همه وقایع قضایی کشور مانند پرونده وبلاگ نویسان، پرونده سیامک پورزند و کمیته اماکن و پرونده انقلاب مخملی بود، ولی بندریج برای کاری دیگر، یعنی برخورد با مسائل اجتماعی پرداخت. او که

در دو روز در سال 1379 و در سن 33 سالگی 18 نشریه را توقیف کرده بود، در سال روزهای پایانی تیرماه 1386 حکم اعدام 16 نفر را تحت عنوان اراذل و اوباش صادر کرد. قاضی مرتضوی در کنار نیروی انتظامی و اطلاعات قرار گرفته است تا در کلیه پرونده های قضائی با تندترین شکل سرکوب نیروهای اجتماعی را انجام دهد.

در سالهای ابتدایی مجلس هشتم پرونده جنجالی دانشگاه ازاد سبب درگیری لفظی شدید زاکانی نماینده اصولگرای مجلس وسعید مرتضوی گردید رد وبدل شدن نامه های تند و پر اتهام بین این دو زمانی به تیتر اول روزنامه های کشور مبدل گشت البته سعید مرتضوی با تهدید روزنامه ها مانع از چاپ جوابیه های زاکانی شد.

دریافت مدارک کارشناسی ارشد ودکترا از دانشگاه ازاد اسلامی و احساس دین مرتضوی به دانشگاه ازاد این شائبه را دامن زد که اعمال نفوذ وی در دستگاه قضا مانع از بررسی پرونده تخلفات ادعایی دانشگاه ازاد گردیده است

 

انتخایات دهم وسعید مرتضوی

پس از برگزرای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری وبروز تشنجات واعتراضهایی در برخی شهرها وطیف وسیعی از سیاستمداران اصلاح طلب سعید مرتضوی مامور برخورد با انان گردید

وی با صدرو ذستور قضایی ,بازداشت تعداد زیادی از چهره های مطرح جریان اصلاحات را سبب شد .

شایعاتی مبنی بر مسئولیت وی در بازجویی از دستگیرشدگان باعث واکنش مجامع حقوق بشری گردید که نسبت به اقدامات وی اظهار نگرانی کرده اند.

 

نوشته شده توسط سلطان  | لینک ثابت |

احمد جنتی یکشنبه هفتم تیر 1388 22:27

احمد جنتی

 احمد جنتی در سوم‌ اسفند ۱۳۰۵ هجری‌ شمسی‌ در روستای‌ لادان‌ از بلوک‌ ماربین‌، در سه‌ کیلومتری‌ غرب‌ اصفهان، متولد شد. پدرش‌ ملا هاشم‌ از روحانیون‌ بزرگ و معتمد بود.

بدلیل نبود مدرسه در منطقهٔ زندگی او به‌ مکتب‌ خانه‌ رفت‌ و خود اندکی‌ از دروس‌ جدید را خواند و بعدها در قم مقداری‌ زبان‌ انگلیسی‌ فرا گرفت‌. او دوره‌ ادبیات‌ عرب‌ و مقدمات‌ سطح‌ را تا سال‌ ۱۳۲۴ در حوزه‌ علمیه‌ اصفهان‌ خواند. پس‌ از تکمیل‌ مقدمات‌ و طی‌ کردن‌ برخی‌ از دروس‌ سطح‌، به‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ آمد. با ورود به‌ قم‌ به‌ تکمیل‌ دروس‌ دوره سطح‌ پرداخت‌ و در درس‌ خارج‌ بزرگانی‌ همچون‌ آیت الله بروجردی و ایت الله خمینی شرکت‌ می‌کرد و در این‌ مدت‌ در بحث‌های اخلاق و تفسیر نیز حضور می‌یافت. او در این‌ مدت‌ در مدرسه‌ فیضیه‌ و حجتیه‌ حجره‌ داشت‌.

آیت‌ الله احمد جنتی‌ پیش‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی، در سخنرانی‌ها، اجتماعات‌ عمومی‌ و جلسات‌ خصوصی‌ همواره‌ به‌ تبلیغ بر ضد حکومت‌ پهلوی‌ می‌پرداخت‌ و دیگران‌ را به‌ پیروی‌ از راه‌ خمینی دعوت‌ می‌کرد.در درون‌ حوزه‌، در ملاقات‌ با علما و مراجع‌، آنها را از آخرین‌ اخبار حرکت‌ انقلابی‌ خمینی‌ و مردم‌ با خبر می‌ساخت‌.او با عضویت‌ در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، به‌ برنامه‌ ریزی‌ هماهنگ‌ برای‌ برپایی‌ راهپیمایی‌ها، نوشتن‌ اعلامیه‌ها و ارتباط‌ با دیگر مراکز مرتبط‌ با نهضت‌ خمینی‌ ـ همانندجامعه روحانیت مبارز ـ می‌پرداخت و ارتباط‌ خود را با خمینی حفظ‌ می‌کرد تا از آخرین‌ فعالیتهای‌ مبارزاتی‌ در قم‌، نجف‌ و دیگر شهرها اطلاع‌ پیدا کند. او بارها در قم، رفسنجان وخارک مورد تهدید و تعقیب‌ رژیم‌ شاه‌ قرار گرفت‌ و چند بار در قم‌ بازداشت‌ شد. او سه‌ نوبت‌ به‌ زندان‌ رفت‌ و مجموعاً سه‌ ماه‌ زندانی شد و یک‌ بار هم‌ دستگیر و به‌ مدت‌ سه‌ سال‌ به‌ اسدآباد همدان‌ تبعید شد.

نخستین‌ مسؤولیت‌ او پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌، قضاوت‌ در دادگاه‌های‌ انقلاب‌ با حکم‌ خمینی‌ بود. و در این دوران با همکاری چندی دیگر به تدوین‌ و اصلاح‌ ساختار قضایی‌ کشور پرداخت.از مسؤولیتهای مهم‌ وی عضویت‌ در شورای‌ نگهبان‌ قانون‌ اساسی‌، از نخستین‌ روزهای‌ تشکیل‌ این‌ نهاداست‌.

یکی ازوی با نام حسین پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی به حمایت از این سازمان برخاسته و باتهام محاربه با نظام و کشتار مردم ،در درگيريهاي 19 بهمن 60 بدست پاسداران کشته شد و عروسش فاطمه سروری نیز به خارج از کشور متواری و در آنجا به عنوان مسئول یکی از نهادهای اجرایی سازمان مجاهدین خلق به فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی ادامه می‌دهد! ...

  • دبیری‌ شورای‌ هماهنگی‌ تبلیغات‌ اسلامی
  • ریاست‌ سازمان تبلیغات اسلامی
  • عضویت‌ در شورای نگهبان‌ قانون‌ اساسی‌ با حکم‌ رهبران خمینی‌ و خامنه‌ای
  • دبیری‌ شورای‌ نگهبان‌ قانون‌ اساسی
  • امامت‌ جمعه‌ موقت‌ قم‌،کرمانشاه و تهران‌
  • عضویت‌ در شورای‌ پشتیبانی‌ جنگ‌
  • مدیریت‌ در دادگاههای‌ انقلاب‌ اسلامی‌
  • عضویت‌ درمجمع تشخیص مصلحت نظام
  • عضویت‌ درشورای عالی انقلاب فرهنگی با حکم‌ رهبری
  • عضویت‌ در شورای‌ عالی تبلیغات‌ خارجی‌ با حکم‌ رهبری‌
  • مسوؤلیت‌ ستاد احیای‌ امر به‌ معروف‌ و نیی‌ از منکر

احمد جنتی هم‌ اکنون‌ عضو فقها و دبیر شورای‌ نگهبان‌ و امام‌ جمعه‌ موقت‌ تهران‌ است‌ و برخی‌ دیگر از مسؤولیتهای‌ مذکور را نیز بر عهده دارد.

عملکرد سیاسی

احمد جنتی در زمره سیاسیون طیف راست قرار میگیرد او پس از کناره گیری موسوی اردبیلی از سمت ریاست شورای نگهبان به عنوان دبیر این شورا منصوب گشت پس از درگذشت ایت الله خمینی احمد جنتی با تفسیر استصوابی نظارت شورای نگهبانی به رد صلاحیت عده کثیری از طیف چپ سیاسی اعضای نهضت ازادی ملی مذهبی ها و دگر اندیشان سیاسی در انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان پرداخت.

در انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری تایید صلاحیت سیدمحمد خاتمی نامزده مورد حمایت جناح چپ و شایعه مخالفت اخمد جنتی با تایید وی واکنش گسترده ای را در بین سیاسیون کشور موجب شد.

دوران هشت ساله ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و سخنان تند ایت الله جنتی در انتقاد از اصلاح طلبان در خطبه های نماز جمعه همچنین تصمیم شورای نگهبان برای ایجاد دفاتر نظارتی استانی که به اعتقاد دولت خلاف قانون اساسی بود از نکات مهم این دوران از زندگی سیاسی وی میباشد که باعث شد عملکرد ایت الله جنتی بارها مورد انتقاد واعتراض  بزرگان جناح چپ ( اصلاح طلبان کنونی) قرار بگیرد.

رد صلاحیت گسترده قریب به صد تن از نمایندگان مجلس ششم در انتخابات دور هفتم  مجلس با واکنش گسترده نمایندگان وتحصن در مجلس روبرو گردید که در نهایت با حمایت ایت الله خامنه ای از شورای نگهبان وتاکید بر برگزاری انتخابات در زمان مقررو در هر شرایطی موجب شد مجلس هفتم با حذف اکثریت جناح اصلاح طلب و با پیروزی مطلق اصولگریان تشکیل گردد.

اکبر اعلمی, محمد رضا خاتمی, محسن ارمین, از جمله نمایندگان رد صلاحیت شده توسط شورای نگهبان قانون اساسی در دوره هفتم بودند.

پس از پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری احمد جنتی در زمره طرفداران سرسخت وی در امد و برخلاف دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی که همواره به انتقاد از سیاست های اصلاح طلبان حاکم میپرداخت, اینبار تمام  و کمال به حمایت از احمدی نژاد پرداخت, که این عمل وی بارها از سوی طیف منتقد دولت و افرادی همچون مهدی کروبی دبیر کل حزب اصلاح طلب اعتماد ملی مورد اعتراض قرار گرفت.

در ماههای پایانی دولت نهم احمد جنتی در سخنرانی در جمع ناظرین این شورادر انتخابات ریاست جمهوری دهم, بار دیگر به حمایت از محمود احمدی نژاد پرداخت که با واکنش تند مهدی کروبی ونامه وی مواجه گردید.

اما انتخابات پر تنش ریاست جمهوری دهم و اعتراض شدید سه نامزد انتخابات به نتیجه ان بار دیگر نظرها را متوجه شورای نگهبان و شخص ایت الله جنتی دبیر این شورا کرده است, به باور نامزدهای منتقد, شورای نگهبان به دلیل حمایت اعضای ان از جمله رئیس ان شورا از محمود احمدی نژاد نمیتواند صحت انتخابات را تایید کرده و مرجع منصفی برای رسیدگی به شکایات انتخاباتی باشد/.

 

نوشته شده توسط سلطان  | لینک ثابت |

محمود احمدی نژاد جمعه پنجم تیر 1388 17:45

سلام.پس از گذشت نزدیک به دو سال وبلاگ چهره ها مجددا اغاز به کار میکند.

امید است با نظرات خود یاریگر این وبلاگ باشید.

........................................................................................................

محمود احمدی نژاد

محمود احمدي نژاد در سال 1335 هجري شمسي در ارادان از توابع  شهرستان گرمسار، چشم به جهان گشود و از يک سالگي به همراه خانواده در تهران اقامت گزيد.

وي دوران تحصيلات ابتدايي، راهنمايي و متوسطه خود را در اين شهر گذراند. در سال 1354 با کسب رتبه 132 کنکور سراسري گزينش دانشجو، تحصيلات عالي خود را در رشته مهندسي عمران دانشگاه علم و صنعت آغاز کرد و در سال1365 پس از فارغ التحصیلی در مقطع لیسانس(بعد از 11 سال!) در مقطع کارشناسي ارشد همان دانشگاه پذيرفته شد.

در سال 1368 به عضويت هيات علمي دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت در آمد در سال 1376 هم‌زمان با داشتن سمت استانداری اردبیل و مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی، در حالی که فاقد یک مقاله علمی بین‌المللی (به انگلیسی: ISI) (که از ملزومات اخذ مدرک دکترا در رشته‌های فنی، در ایران است) بود، پس از ۲۲ سال تحصیل در دانشگاه، موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترا در رشتهمهندسی برنامه ریزی حمل و نقل و ترافیک شد.لازم به ذکر است، که پایان نامه مقطع دکترای ایشان، که در حد ترجمه دو مقاله علمی بوده‌است، مورد تائید استادان و استاد راهنمای ایشان، که بعد‌ها در دوران ریاست جمهوری ایشان، به پست وزارت رسید، قرار گرفت.

احمدی نژاد در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه علم وصنعت بود. وی از مرداد سال 1358 به عنوان نماینده دانشجویان علم وصنعت به همراه چند تن از دانشجویان برای ارایه اساسنامه دفتر تحکیم وحدت و کسب رهنمود به دیدارایت ا..خمینی رفتند که او دانشجویان را به سید علی خامنه ای ارجاع داد. استمرار این جلسات در حضور آیت‌الله خامنه‌ای زمینه شکل‌گیری شورای اولیه دفتر تحکیم وحدت را مهیا نمود( اما برخی رهبران دفتر تحکیم حضور وی در شکل گیری آنرا تکذیب کردند.(

شایعه شرکت در تصرف سفارت آمریکا و ترور قاسملو

پس از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری چند نفر از کارمندان سفارت آمریکا که در جریان تصرف سفارت امریکا به گروگان گرفته شده بودند، احمدی نژاد را یکی از گروگان‌گیرها معرفی کردند. علاوه بر این برخی گروههای بسیجی در ایران نیز وی را از شرکت کنندگان در این واقعه نام برده‌ بودند. با این حال سازمان سیا معتقد است که هیچ مدرکی تاکنون دال بر این ادعاها قابل اثبات نبوده‌است.

این موضوع از سوی تعدادی از دانشجویان فعال در ماجرای اشغال سفارت رد شد.وحتی  از مخالفت او با پیشنهاد تصرف سفارت آمریکا خبر داد. «احمدی نژاد کمونیسم را خطر جدی‌تری می‌پنداشت و به جای آن اشغال سفارت شوروی را پیشنهاد می‌کرد.» به همین جهت اصغرزاده ,میردامادی وبیطرف او را از عملیات خارج کردند.البته ایده حمله به سفارت شوروی را کسی جدی نگرفت عبدی نیز گفت احمدی نژاد پس از اشغال سفارت می‌خواست به ما بپیوندد، اما ما اجازه ندادیم وارد سفارت شود یا به گروه ما بپیوندد.

پس از آنکه پیتر پلز, سخنگوی حزب سبز اتریش اعلام کرد که احمدی نژاد در ترورعبدالرحمن قاسملو دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایرا در وین نقش داشته‌است ،سخنگوی وزارت کشور اتریش اعلام کرد که تحقیقاتی را دراین زمینه آغاز خواهد کرد. این موضوع توسط دو نفر از چهره‌های اطلاعاتی اصلاح طلب سعید حجاریان و علی ربیعی (عضو شورای عالی امنیت ملی) تکذیب شد.

شکست های انتخاباتی

احمدی نژاد پیش از شرکت در نهمین دور انتخابات ریاست جمهوری، در سال  1377در انتخابات نخستین دوره انتخابات شورای شهر تهران شرکت کرد، اما رای نیاورد. او در سال 1378 نیز، در ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی زیر عنوان «فهرست ۳۰ نفره ائتلاف خط امام و رهبری» در کنار هاشمی رفسنجانی، علی لاریجانی و حداد عادل در انتخابات شرکت کرد ولی شکست خورد.


مهمترين مشاغل محمود احمدي نژادپس از انقلاب:

• فرماندار ماکو
• فرماندار خوي
• مشاور استاندار کردستان
• مشاور فرهنگي وزير فرهنگ و آموزش عالي در سال 1372
• استاندار استان اردبيل در سال هاي 1372 تا 1376
• عضو هيات علمي دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت از سال 1368 تا کنون
• شهردار تهران از سال 1382 تا 1384

احمدي نژاد علاوه بر تدريس، راهنمايي دانشجويان و پرداختن به امور اجرايي، در زمينه‌هاي ذيل نيز فعاليت داشته است:

• روزنامه نگاري و نگارش مقالات متعدد سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي
• مدير مسوول روزنامه همشهري و راه اندازي همشهري محله در 22 منطقه تهران، همشهري مسافر، همشهري ديپلماتيک، همشهري جوان، همشهري ماه و ضميمه انديشه، ضميمه دانشجو و ...
• موسس و عضو انجمن تونل ايران
• عضو انجمن مهندسين عمران ايران
• عضو اولين شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت ايران
• عضو اولين شوراي مرکزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه ها و موسسات آموزش و عالي کشور

 

انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم

وی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، با شعار انتخاباتی «می‌شود و می‌توانیم» وارد عرصه رقابت شد.

شعارها و برنامه‌ها برای انتخابات

از اهم برنامه‌ها و شعارهای انتخاباتی وی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • آوردن پول نفت به سر سفره‌های ملت
  • دولت کارآمد و عدالت‌گستر
  • عدم وجود حرکت سختگیرانه در مورد حجاب بانوان ایرانی
  • سلامت مدیران
  • مبارزه با فساد اداری
  • پیشگیری از بروز شکاف بین دولت و مردم
  • تشکیل «دولت اسلامی»
  • گفتمان خدمت به جای قدرت
  • علمی کردن مدیریت
  • کاهش نرخ تورم از طریق کاهش هزینه‌های دولت و کاهش نرخ سود بانکی
  • بسط توسعه سیاسی از طریق بالا بردن قدرت نقد و مشارکت مردم
  • اولویت دادن به تولید داخلی
  • حضور دولت در هر استان برای حل مشکلات بخشی
  • کاهش تصدی‌گری دولت
  • ایجاد فضای آرمانی و آرمانخواهی در کشور برای مقابله با معضلات فرهنگی

محوری‌ترین شعار انتخاباتی وی گرایش به ساده زیستی و سادگی بود. خودداری از زندگی در ساختمان‌های بزرگ دولتی، پرهیز از تشریفات، خودداری از سوار شدن برهواپیماهای تشریفاتی، نقل و انتقال با وسایل نقلیه عمومی (هواپیما و یا اتوبوس) همراه با مردم. گفتگوی بدون واسطه با مردم و کاستن از سفرهای غیرضروری خارجی و خودداری از همراه بردن خانواده و افراد غیرلازم در سفرهای خارجی، بخش‌هایی از وعده هائی بود که آقای احمدی نژاد قبل و بعد از انتخاب به ریاست جمهوری در این زمینه به مردم ایران داد.

دیده شدن پول نفت بر سر سفره‌های مردم» یکی از شعارهای انتخاباتی محمود احمدی نژاد بود.وی در اولین سخنرانی پس از پیروزی در انتخابات باز هم وعده دیده شدن پول نفت بر سر سفره مردم را اعلام کرد. وی گفت که صنعت نفت ایران در اختیار یک خانواده خاص است که در جریان انتخابات از آن به نفع خود استفاده کرده‌اند. او شفاف سازی صنعت نفت و گاز ایران و مبارزه با مافیا را از اهداف خود اعلام کرد:«فضای حاکم بر قراردادهای (نفتی) ما در زمینه تولید و صادرات روشن نیست. ما باید آن را شفاف سازیم.» او هیچگاه آنچه را که مافیای نفت می‌نامید روشن نساخت و در دوران ریاست جمهوری اش چندین قرار داد نفتی را در اختیار سپاه پاسداران قرار داد و اختیار فروش نفت را نیز بر خلاف قانون به بنیاد مستضعفان سپرد.

وی در دور اول با کسب ۱۹٪ آرا پس ازهاشمی رفسنجانی(۲۱٪) یعنی با کسب ۵ میلیون و ۷۱۱ هزار و ۶۹۶ رای یعنی ۵۰۰ هزار و ۲۴۱ رای کمتر از رفسنجانی  نفر دوم شد، و به دور دوم راه یافت. در دور دوم، با کسب ۱۷ میلیون و با فاصله ۷ میلیونی از هاشمی رفسنجانی توانست رییس جمهور ایران شود.

حامیان محمود احمدی نژاد

موافقان و مخالفان وی پر شمار بوده و یکی از موافقان سرسخت وی فاطمه رجبی همسر الهام، سخنگوی دولت، وزیر دادگستری، رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا، عضو حقوقدان شورای نگهبان و استاد دانشگاه تهران می‌باشد. وی با انتشار کتابی محمود احمدی نژاد را «معجزه هزاره سوم» نامید.همچنین حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان احمد جنتی دبیر شورای نگهبان و مصباح یزدی از دیگر حامیان احمدی نژاد میباشند.

دوران ریاست جمهوری:

محمود احمدی نژاد در دوران چهار ساله ریاست جمهوری با انجام سفرهای متعدد خارجی و استانی سخنرانی های سالیانه در سازمان ملل و دانشگاه کلمبیا و اجلاس دوربان 2 وهمچنین ابراز سخنان متناقض عکس العملهای فراوانی را در ایران وجهان برانگیخت.

وی در دوران تبلیغات اتخاباتی در پاسخ به سوالی درباره ازادیهای اجتماعی و پوشش بانوان اعلام کرد مشکل ما دو تار موی خانمها نیست او با اتقاد شدید از فضای برخورد با جوانان وپوشش انان در سالهای ابتدایی انقلاب گفت: :«همین آقایان مینی‌بوس سر خیابانهای تهران می‌گذاشتند و سرباز می‌گذاشتند که آرایش‌های خانمهای مردم را کنترل کنند و هر کدام غلیظ بود، سوار مینی بوس کنند و ما معترض بودیم که اینها خلاف شرع است. حق ندارید با مردم اینگونه برخورد کنید، اینها مردم ما هستند» اما پس از روی کار آمدن وی برخوردهای دور از انتظار (و البته یادآور تندروی‌های اول انقلاب) با جوانان، از تعیین طول برای مانتوها تا ممنوعیت چکمه، راه اندازی صدها گشت ارشاد در سراسر کشور با بودجه ۱۰۳ میلیارد تومانی و بازداشت هزاران نفر بدلیل نوع پوشش، بازرسی از فروشگاهها و تولید کنندگان لباس و پلمپ کردن هزاران واحد صنفی در کشور آغاز شد که به گفته فرماندهان نیروی انتظامی دائمی خواهد بود.احمدی نژاد و وزیر کشور او نیز در یک مصاحبه تلوزیونی از اجرای طرح حمایت کردند و با حمایت او پلیس موسوم به «پلیس امنیت اخلاقی» تشکیل گردید. فرماندهان نیروی انتظامی پس از بالاگرفتن انتقادات از این طرح گفتند که این طرح با دستور احمدی نژاد در قالب «طرح جامع عفاف» به نیروی انتظامی ابلاغ شده‌است. به گفته فرمانده نیروی انتظامی اختیار تعیین نوع پوشش مردم در طرح ابلاغی توسط احمدی نژاد به پلیس داده شده‌است و او در جریان جزئیات این طرح هم بوده‌است.

هولوکاست

محمود احمدی نژاد در چهارم آبان ماه سال ۸۴ در کنفرانسی با نام کنفرانس حمایت از فلسطین که در تهران برگزار شد، موجودیت کشور اسرائیل و همچنین مسالهٔ هولوکاست را زیر سؤال برد. وی در سخنانش از تغییر رژیم اسرائیل سخن گفت و این عبارت را بکار برد: «جهان بدون اسرائیل امن تر خواهد بود». با استناد به ترجمهٔ مؤسسهٔ اسرائیلی تحقیقات خاورمیانه (میمری)، چنین برداشت شد که اسرائیل باید از روی زمین «محو» شود. ترجمهٔ رسمی حرف او در وب‌گاه ریاست جمهوری، خلاف این موضوع را بیان می‌کند. البته وی در مصاحبه با کانال France-۲۴ گفت که شوروی نیز از روی زمین محو شده‌است ولی هیچ مشکلی برای مردم دنیا پیش نیامده‌است ,ما نیز خواهان اینگونه محو اسراییل هستیم, یعنی با برگزاری رفراندوم بین تمامی ساکنان ان منطقه و فلسطینیانی که از انجا آواره شده‌اند انها خود حکومت خود را انتخاب کنند.

 وی همچنین در مورد حقیقت داشتن واقعه هولوکاست ابراز تردید کرد و کشتار میلیونها یهودی در جنگ جهانی دوم را «افسانه» دانست.

این در حالی است که انکار کشتار یهودیان در زمان جنگ جهانی دوم  در برخی کشورهای اروپایی از جمله المان و اتریش که آقای احمدی نژاد از آن‌ها نام برده‌است جرم محسوب می‌شود.

این سخنان واکنش‌های شدید جهانی را در پی داشت. پس از برگزاری همایش بررسی واقعه هلوکاست در تهران، دفتر مطالعات وزارت خارجه که بازوی پژوهشی این وزارت خانه‌است، با تحریم ده‌ها موسسه مطالعاتی رو به رو شد و منجر به اعتراض رسمی اتحادیه اروپا گردید. تشکیک در واقعه هلوکاست به همان میزان که برای اعتبار ایران خسارات در پی داشت، توانست فرصتی برای دولت اسرائیل در غیر منطقی جلوه دادن دولت ایران به وجود بیاورد.

جدا از بازتاب خارجی در داخل ایران نیز واکنش‌های متعددی نسبت به این مساله ابراز شد. چندی پس از اظهارات احمدی نژاد، محمد خاتمی، رییس جمهوری سابق ایران، در مصاحبه‌ای با روزنامه فاینشنالی تایمز ضمن تایید واقعیت هلوکاست، همزیستی اسرائیل و فلسطین را قابل قبول دانست.

نامه‌های بی پاسخ

در ششمین ماه از ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، اعلام شد که رییس جمهور ایران (احمدی‌نژاد) نامه‌ای برای سران کشورهای جهان می‌نویسد.این خبر به عنوان خبری مهم مورد توجه محافل خبری جهان قرار گرفت و وقتی روشن شد که مخاطب اولین نامه احمدی‌نژاد،بوش  رئیس جمهور آمریکا است، تحلیل و تفسیرها درباره متن آن شدت گرفت. وزارت خارجه امریکا  در اولین واکنش به نامه محمود احمدی‌نژاد، آن را «تلاشی ضعیف» برای گفتگو با مردم آمریکا خواند.

اما نامه «هجده صفحه‌ای» با استقبال سرد مقامات آمریکایی همراه بود.بگفته مقامات کاخ سفید نامه وی حاوی پیامی نبود و در حقیقت هیچ پیشنهاد مشخص سیاسی در آن نبود.در همین حالااحمد جنتی، دبیرشورای نگهبان ، در خطابه نماز جمعه تهران، نامه محمود احمدی‌نژاد به، رییس جمهوری آمریکا را «عملی فوق العاده» و از «الهامات خدا» خواند.

در همین حال کاخ سفید در موضعی رسمی اعلام کرد که به نامه احمدی‌نژاد جوابی داده نمی‌شود.

بی اعتنایی دولت آمریکا به نامه محمود احمدی‌نژاد باعث شد که وی در مصاحبه‌های مختلف، از آن به عنوان «بی اعتنایی رییس جمهور آمریکا به نداهای صلح جویان جهان» یاد کند.

دو نامه بعدی محمود احمدی‌نژاد، به صدراعظم المان، و، رهبر کاتولیک‌های جهان نوشته شد لازم به ذکر است که هر دو نامه احمدی‌نژاد بدون جواب ماند.

اخرین نامه نیز در پی پیروزی باراک اوباما به عنوان تبریک موفقیت وی ارسال گردید. پیش از پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا  محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت ایران در مصاحبه با روزنامه اسپانیایی ال پاییس اعلام کرد: بعید می‌دانم اجازه دهند اوباما بیاید و ریس جمهور شود. مناسبات قدرت در آمریکا مشخص است. آنها در قدرت بسیار خشن عمل می‌کنند و رأی مردم تضمین شده نیست.

علیرغم گفته اوباما که به این نامه پاسخی مناسب خواهد داد, تا کنون هیچ پاسخی از سوی وی به این نامه داده نشده است.

دانشگاه امیر کبیر

محمود احمدی نژاد در روز  21اذر1385 برای سخنرانی دردانشگاه امیر کبیر حضور یافت که با استقبال عده ای از دانشجویان و اعتراض شدید تعدادی دیگر از دانشجویان مواجه شد. معترضین در این تجمع شعارهایی علیه اقدامات محمود احمدی نژاد و وزیر آموزش عالی داده و شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند و عکس احمدی نژاد نیز به آتش کشیده شد. خبرگزاری‌ها گزارش کرده‌اند که درگیری لفظی و در برخی موارد فیزیکی مخالفان و موافقان آقای احمدی نژاد در طول مراسم تکرار می‌شد. مخالفان به اقدامات احمدی نژاد در دانشگاهها اعتراض داشتند.خبرگزاری فارس گزارش داد که رئیس جمهور ایران در واکنش به آتش زدن عکس وی در هنگام سخنرانی، خطاب به دانشجویان گفت: «اگر هزار بار هم بسوزیم، عقب نشینی نمی‌کنیم.»  مدتی بعد، احمدی‌نژاد در مطلبی تحت عنوان «آزادی» که در وبلاگ خود منتشر کرد، با اشاره به مراسم دانشگاه امیرکبیر از این ماجرا به عنوان جلوه‌ای از آزادی در ایران یاد کرد و گفت که از اهانت تعدادی از دانشجویان ناراحت نشده‌است.

با اینجال اندکی بعد در حالیکه نشریات وابسته به انجمن اسلامی دانشگاه توقیف شده بود، نشریاتی جعلی در سطح دانشگاه منتشر شد که حاوی انتقاد از خامنه‌ای بود. بالفاصله پس از انتشار نشریات چند نفر از دانشجویان دستگیر شدند و به چند سال زندان محکوم شدند.

برخورد با دانشجویان در جریان قائله نشریات دانشجویی جعلی، انتقام گیری دولت احمدی نژاد از دانشجویان برای انتقاد و اعتراض در جریان سخنرانی وی در این دانشگاه تلقی شد. احمدی نژاد بار دیگر هم در دانشگاه علم وصنعت در میان تدابیر امنیتی و در شرایطی که سالن توسط بسیجیان اعزام شده از سایر دانشگاهها پر شده بود سخنرانی کرد.

در دانشگاه کلمبیا (۲۰۰۷)

محمود احمدی نژاد صبح روز یکشنبه اول مهر ماه  برای شرکت در اجلاس سالیانه  مجمع عمومی سازمان ملل همراه با هیئت عالی رتبه عازم نیویورک شد. او در سفر خود علاوه بر سخنرانی در اجلاس سالیانه سازمان ملل به دانشگاه کلمبیا رفت و همچنین با تنی چند از روسای جمهور دیگر کشورها و نیز ایرانیان مقیم امریکا  دیدار و گفتگو کرد.]

رئیس دانشگاه کلمبیا در این دیداراحمدی نژاد را به نام "دیکتاتور کوچک" را خواند. این سخنرانی با استقبال وسیع دانشجویان واساتید دانشگاه کلمبیا و همچنین اعتراض و راهپیمایی مخالفان وی روبرو گردید به گو نه ای که وزیز خارجه اسرائیل با سخنرانی در جمع مخالفان سخنرانی احمدی نزاد در خارج دانشگاه وی را نزاد پرست نامید.

اجلاس دوربان2

در سال 2009میلادی سازمان ملل اجلاسی را در ژنو سوئیس در زمینه مبارزه با نژادپرستی و دنباله اجلاس دوربان افریقای جنوبی که به محکومیت اسرائیل توسط شرکت کنندگان در بیانیه پایانی انجامیده بود برگزار کرد. محمود احمدی نزاد علیرغم توصیه حسین شریعتمداری وبرخی دیپلمات ها به عنوان سخنران عازم این اجلاس گردید.پیش از اغاز اجلاس دوربان 2 امریکا واسرائیل با این عنوان که سخنان احمدی نژاد و موضع وی در این اجلاس بر ضد اسرائیل میباشد اجلاس را تحریم کردند, هنگام سخنرانی احمدی نژاد چند نفر(از دانشجویان اسرائیلی مقیم سوئیس)با ایجاد تشنج وپرتاب گلوله های پلاستیکی رنگی به سمت وی او را نزاد پرست و جنگ طلب معرفی کردند, همچنین هنگامی که وی از اسرائیل به عنوان دولتی تروریستی و ناقض حقوق مردم فلسطین نام برد اعضای هیئت های اروپایی شرکت کننده در اجلاس سالن رابه نشانه اعتراض ترک کردند.

در ایران تبلیغات گسترده ای به منظور موفق جلوه دادن این اجلاس توسط حامیان محمود احمدی نژاد و صدا وسیما ایران انجام شد, به گونه ای که از این اجلاس با نام حماسه دوربان نام بردند.

ولی در واقع سخنان احمدی نژاد باعث واکنش شدید دولتهای اروپایی وغربی گردید و در بیانیه پایانی نیزبند مربوط به محکومیت اسرائیل و حمایت از فلسطین حذف شد.

منتقدان محمود احمدی نزاد در داخل از اجلاس دوربان 2 به عنوان شکست و توهین به ملت ونظام جمهوری اسلامی یاد میکنند .

انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم

در دوران تبلیغات انتخاباتی محمود احمدی نژاد با ادعای اینکه دولت وی نسبت به سه دولت قبلی فعالیتهای چندین برابری داشته, عملکرد دولت خود را درتمامی زمینه ها مثبت و روبه رشد اعلام کرد, وی با انتشار امارهایی از بهبود شرایط اقتصادی و کاهش نرخ تورم وبیکاری در کشور با واکنش شدید دیگر نامزدهای انتخابات  که وی را به دروغگویی متهم میکردند روبرو گردید.موضوع جالب توجه تکذیب برخی  امارهای ارائه شده  توسط بانک مرکزی و سازمان امار ایران بود.

وی همچنین در مناظره تلویزیونی جنجال برانگیز خود با میرحسین موسوی جدی ترین رقیب انتخاباتی خود از هاشمی رفسنجانی به عنوان رقیب واقعی و پشت پرده نام برد, و فرزندان هاشمی رفسنجانی, علی اکبر ناطق نوری را به فساد مالی متهم کرد.او همچنین مدعی شد هر سه کاندیدای مقابل در واقع از یک جناح و درمقابل وی ایستاده اند .

در مناظره بین احمدی نژاد و کروبی  که به رد وبدل اتهامات فساد اقتصادی متقابل گذشت ,احمدی نژاد با ارائه امارهایی از میزان تورم و بیکاری در کشور وضعیت کشور را در قیاس با گذشته مطلوب ارزیابی کرد.

این اقدام با واکنش شدید میرحسین موسوی روبرو گردید که در مناظره زنده تلویزیونی شب بعد با نادرست خواندن امار ارائه شده وی را متم به دروغگویی کرد.

در دوران تبلیغات انتخاباتی رقبای او با اعتراض به استفاده احمدی نژاد از امکانات دولتی درتبلیغات انتخاباتی و پوشش گسترده اقدامات وی توسط صدا وسیما خواستار واکنش شورای نگهبان وقوه قضائیه به این مسئله شدند. از جمله اعتراضات به عملکرد صداوسیما ,اختصاص وقت 20دقیقه ای به احمدی نژاد در شب 20خرداد ماه و چند ساعت مانده به پایان مهلت تبلیغات برای پاسخ به اتهامات مطرح شده در مناظره هایی عنوان شد که احمدی نزاد در ان حضور نداشته است.

پایان اتخابات و اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد

وی در این انتخابات با ۶۲٪ آراء پیروز شد. هر سه کاندیدای رقیب وی یعنی میرحسین موسوی, مهدی کروبی و محسن رضایی نسبت به نتیجه انتخابات اعتراض کرده و مدعی شدند تقلب وسیعی در اعلام نتایج صورت گرفته است.

میرحسین موسوی با اعلام اینکه تسلیم نتایج اعلام شده وتقلب صورت گرفته نخواهد شد از هوادارن خود خواست با تجمع در خیابانها به این امر اعتراض کنند

نتیجه این امر واکنش شدید نیروهای انتظامی وافراد لباس شخصی با تظاهر کنندگان و ضرب وشتم و مجروح گردیدن عده ای از معترضین گردید.

همچنین امار رسمی از کشته شدن 10 نفر در تجمع هواداران مهندس موسوی در میدان ازادی و همچنین هفت نفر در میدان انقلاب حکایت دارد.

بازداشت های گسترده فعالین سیاسی اصلاح طب و روزنامه نگاران مخالف دولت از دیگر اقدامات دولت احمدی نزاد برای خاموش کردن معترضین به نتیجه انتخابات بودعلیرغم تمامی این اقدامات میرحسین موسوی با دعوت از نیروی انتظامی به خویشتن داری در برخورد با تظاهر کنندگان و حفظ ارامش و پرهیز از خشونت از سوی هوادارن خود اعلام کرد تا استیفای حقوق ملت دست از اعتراض نخواهد کشید.

 

نوشته شده توسط سلطان  | لینک ثابت |

مصطفی پورمحمدی پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 14:58

مصطفی پور محمدی  در سال 1338 در قم زاده شد. وی مقدمات و سطح عالی را در قم، خارج فقه و اصول را در مشهد، قم و تهران به پایان رساند. پورمحمدی در سطح چهار فقه و حقوق اسلامی (معادل دکترا) در حوزهٔ علمیه تحصیل کرده است.

او مؤلف دو جلد کتاب در رابطه با حقوق سیاسی، مبانی نظری اندیشه سیاسی در اسلامی و مباحث سیاسی و اجتماعی است. وی همچنین مقالاتی علمی پیرامون حق، مبانی نظری حکومت دینی، نظارت، ارتداد و سیاست خارجی نگاشته است.

وی در تاریخ 23مرداد84 از سوی رئیس جمهور وقت ایران برای تصدی وزارت کشور به مجلس معرفی شد.

اتهاماتی مبنی بردست داشتن وی، در اتفاقات سال ۱۳۶۷ زندان اوین، و قتلهای زنجیره ای مطرح شده است.

وزارت خارجه امریکا نام وی را در میان فهرست ناقضان اصلی حقوق بشر قرار داده است . در سفر سال ۱۳۸۵ محمود احمدی نژاد به نیویورک جهت شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، دولت آمریکا از دادن ویزا جهت ورود وی به خاک امریکا به دلیل آن‌چه سابقه کشتار و سرکوب ملت ایران می‌نامید ممانعت کرد و در نتیجه وی از ورود به ایالات متحده آمریکا به همراه هیئت نمایندگی بازماند.

گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر:

(نیو یورک ،51 دسامبر 2005) سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارشی که امروز منتشر کرد گفت که وزیرکشورجدید ایران در طی دو دهه گذشته در نقض بسیار جدی حقوق بشر، از جمله احتمال جنایت علیه بشریت در رابطه با قتل عام هزاران زندانی سیاسی، نقش مهمی داشته است.

دیده بان حقوق بشر همچنین گفت که وزیر جدید اطلاعات باید در رابطه با نقش احتمالی وی در قتل یک دگر اندیش مورد پیگرد قانونی قرارگیرد.  
 
گزارش "آمران قتل ها: کابینه امنیتی دولت جدید ایران" جزییات اظهارات معتبری در رابطه با عملکرد مصطفی پورمحمدی وزیر کشور وغلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات در نقض بسیار جدی وبرنامه ریزی شده حقوق بشر در دو دهه گذشته را ترسیم می کند.  
 
به گفته جو استورک، معاون بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر: "وجود اشخاصی با چنین سوء سابقه ای در سطح وزارت در دولت ایران کاملا غیرقابل قبول است. آنها باید بلافاصله از پست وزارت کنار گذاشته شوند و تحقیقات قانونی در زمینه این جنایات هولناک انجام شود."  
 
دیده بان حقوق بشر اعلام کرد که کابینه کنونی ایران مملو از مقاماتی است که سوابق امنیتی واطلاعاتی دارند و این موجب نگرانی های فراوانی شده است که دولت رییس جمهوری محمود احمدی نژاد بخواهد بی درنگ با استفاده از روش های خشونت آمیز به قلع وقمع منتقدین ومخالفین خود بپردازد.  
 
در طی معاونت و قائم مقامی مصطفی پورمحمدی در وزارت اطلاعات از سال 1987 تا 1999، مامورین این وزارتخانه به طور سیستماتیک وبرنامه ریزی شده قتل های غیرقانونی مخالفین، منتقدین وروشنفکران را انجام دادند.  
 
در سال 1988 دولت ایران هزاران زندانی سیاسی که محکوم به حبس شده بودند ودر زندان ها نگهداری می شدند را اعدام کرد. دیده بان حقوق بشراعلام کرد که این اعدام ها که به صورت آگاهانه وتعمدی واز روی برنامه ازپیش تعیین شده صورت گرفته، برطبق قوانین بین المللی جنایت بر علیه بشریت محسوب می شود. مصطفی پورمحمدی عضو یک هیات سه نفره بود که دستور این قتل عام وسیع رادر زندان بدنام اوین صادر کرد.  
 
از 1990 تا 1999، پورمحمدی رییس بخش امنیت خارجی وزارت اطلاعات بود. در این مدت، دهها چهره سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور ترور شدند. دربرخی از این موارد نقش دولت ایران در این ترور ها محرز ومسلم می باشد ودرسایر ترورها اظهارات معتبری درزمینه دخالت دولت ایران وجود دارد. بر اساس ادعاهای جدی، پورمحمدی نقش عمده ای در برنامه ریزی این ترورها داشته است.  
 
در سال 1998، ماموران وزارت اطلاعات 5 فعال وروشنفکربرجسته را در تهران به قتل رساندند که به قتل های زنجیره ای مشهور است. یک منبع آگاه ایرانی که به تحقیقات انجام شده دراین زمینه دسترسی داشته است، به دیده بان حقوق بشر گفت که پورمحمدی دراین قتل ها نقش داشته است وحتی حکم دستگیری وی قریب به صادر شدن بوده است. به گفته وی " اما به جای آن ترتیبی داده شد تا او پست خودرا در وزارت اطلاعات ترک کند."

 

نوشته شده توسط سلطان  | لینک ثابت |

آیت الله حسین‌علی منتظری شنبه سیزدهم مرداد 1386 15:39

آیت الله حسین‌علی منتظری متولد سال 1301 ه.ش.(1922م.) در شهر نجف آباد استان اصفهان در‏ ‏خانواده اى کشاورز به دنيا آمد. ‏پدرش مرحوم حاج على كشاورز ساده اى بود كه در كنار كار‏ ‏روزانه اش با كتاب و كتابخانه دمساز، و معلم اخلاق و مدرس قرآن بود. ‏آيت الله منتظرى از هفت سالگى آموختن را با ادبيات فارسى و‏ ‏سپس صرف و نحو عربى آغاز كرد، و در سن 12 سالگى به‏ ‏حوزه علميه اصفهان وارد شده و در سن 19 سالگى اصفهان را به قصد ادامه تحصيل در قم‏ ‏ترك نمود.

‏پس از رحلت آيت الله العظمى بروجردى (در سال 1340 شمسى )‏ ‏نظر بسيارى از بزرگان و اساتيد حوزه علميه متوجه آيت الله العظمى‏ ‏خمينى گرديد; از جمله آيت الله منتظرى و آيت الله مطهرى قائل به‏ ‏اعلميت ايشان بوده و زعامت آيت الله خمينى را به صلاح اسلام و‏ ‏مسلمين تشخيص دادند.

ایشان در زمان رژیم سابق چندین بار به علت مبارزات علیه حکومت بازدادشت وتبعید شدند

‏رژيم در خارج از زندان نيز هميشه ايشان را تحت نظر داشته و در‏ ‏زمان برگزارى جشنهاى تاجگذارى به عنوان راهكارى جديد تصميم به‏ ‏تبعيد ايشان به مسجد سليمان گرفت ، كه اين تبعيد سه ماه به طول‏ ‏انجاميد. پس از آن در مسجدسليمان به ايشان ابلاغ كردند كه نبايد به قم‏ ‏برويد، ولى ايشان به قم مراجعت نمود و با وجود ممانعت شديد‏ ‏ساواك عده زيادى از علما، اساتيد و طلاب حوزه علميه با ايشان ديدار‏ ‏كردند; تا اينكه از ناحيه ساواك ايشان را به نجف آباد منتقل نمودند و در‏ ‏آنجا تحت مراقبت شديد قرار دادند.

‏ ‏هنوز چند ماهى از پايان تبعيد به مسجد سليمان و انتقال به نجف آباد‏ ‏نگذشته بود كه به دليل ادامه فعاليت هاى مبارزاتى و روشنگريهاى‏ ‏آيت الله منتظرى - بويژه در خطبه هاى نمازجمعه كه ايشان آن را در‏ ‏نجف آباد پايه گذارى كرده بود - ساواك مجددا ايشان را دستگير و پس‏ ‏از محاكمه فرمايشى به سه سال زندان و در دادگاه تجديدنظر به‏ ‏يك سال ونيم زندان محكوم كرد و به زندان قصر انتقال داد.

در سال 52 به طبس ودرسال53 به خلخال ودرنهایت به سقز تبعید شدند.

تيرماه ۱۳۵۴ آيت الله منتظرى را از تبعيدگاه سقز روانه زندان‏ ‏نمودند. ابتدا او را به بازداشتگاه كميته مشترك تهران بردند و فرداى آن‏ ‏روز روانه زندان اوين كردند. در اوين مدت شش ماه را در سلول‏ ‏انفرادى گذراند. در اين بازداشتگاهها با شديدترين فشارهاى روحى و‏ ‏جسمى روبرو گرديد. در زير همين فشارها و شكنجه ها بود كه‏ ‏شكنجه گر بيرحم "ازغندى " به ايشان گفته بود: "علت اين كه تو را از‏ ‏حوزه دور نگه مى‎داريم و از اين طرف به آن طرف مى‎فرستيم اين است كه‏ ‏يك خمينى ديگر به وجود نيايد!".

‏‏پس از شش ماه بلاتكليفى در زندان اوين بالاخره در يك دادگاه‏ ‏نظامى و فرمايشى به اتهام كمك به جنبش اسلامى و خانواده زندانيان‏ ‏سياسى و اقدام براى تشكيل حكومت اسلامى ، به ده سال زندان محكوم‏ ‏گرديد; اما در زندان نيز همراه بزرگانى همچون آيت الله طالقانى به‏ ‏فعاليت هاى اسلامى و سياسى ادامه داد. با اينكه در زندان از بيماريهاى‏ ‏مختلف رنج مىبرد، خارج بحث "خمس " و متن "اسفار" و كتاب‏ ‏"طهارت " را براى فضلاى زندانى تدريس نمود و شخصيت هاى بزرگ‏ ‏زندانى همچون آيت الله طالقانى و آيت الله مهدوى كنى در مجالس‏ ‏بحث ايشان حاضر مى‎شدند.

‏آيت الله منتظرى در زندان اوين نيز نمازجمعه را اقامه نمود و تمام‏ ‏زندانيان سياسى مسلمان از جمله حضرات آقايان : طالقانى ،‏ ‏مهدوى كنى ، هاشمى رفسنجانى ، لاهوتى و ديگران در نماز جمعه‏ ‏حاضر مى‎شدند; هرچند ساواك پس از مدتى مانع اقامه آن شد.

‏در پيامى كه امام خمينى خطاب به آيت الله العظمى منتظرى به‏ ‏مناسبت آزادى ايشان صادر كردند فرمودند: ‏ ‏"هيچ از دستگاه جبار جنايتكار تعجب نيست كه مثل جنابعالى‏ ‏شخصيت بزرگوار خدمتگزار به اسلام و ملت را سال ها از آزادى ،‏ ‏ابتدايى ترين حقوق بشر محروم ، و با شكنجه هاى قرون وسطايى با او و‏ ‏ساير علماى مذهب و رجال آزاديخواه رفتار كند. خيانتكاران به كشور و‏ ‏ملت از سايه مثل شما رجال عدالتخواه مى‎ترسند. بايد رجال دين و‏ ‏سياست در بند باشند تا براى اجانب و بستگان آنان هرچه بيشتر راه چپاول‏ ‏بيت المال و ذخائر كشور باز باشد".

‏‏ميزان مقبوليت و محوريت آيت الله منتظرى در مبارزه و انقلاب تا‏ ‏آنجا بود كه آيت الله خمينى در زمان تبعيد، ايشان را به عنوان نماينده ‏ ‏تام الاختيار خويش در ايران منصوب كرد و در نامه اى از ايشان‏ ‏خواستند كه بر جريانات بيت معظم له اشراف داشته باشند; و همواره‏ ‏درباره ايشان با تعابيرى همچون "فقيه عاليقدر"، "مجاهد بزرگوار"،‏ ‏"حاصل عمر من "، "ذخيره انقلاب " و "برج بلند اسلام " ياد مىكردند و‏ ‏حيثيت ايشان را "واجب المراعات " دانسته و پس از پيروزى انقلاب‏ ‏بسيارى از مسائل فقهى و سياسى مربوط به قوه قضائيه و وزارتخانه ها‏ ‏را به ايشان ارجاع مى‎دادند، و در آخرين نامه اى كه به ايشان منسوب‏ ‏شده است فرمودند: "همه مى‎دانند كه شما حاصل عمر من بوده ايد و من‏ ‏شديدا به شما علاقه مندم ... من صلاح شما و انقلاب را در اين مى‎بينم كه‏ ‏شما فقيهى باشيد كه نظام و مردم از نظرات شما استفاده كنند".

سر انجام مخالفان وی که توان تحمل انتقادات و برخوردهاى‏ ‏شفاف ايشان را نداشته و با لطايف الحيل و به كارگيرى آخرين توان در‏ ‏پى حذف كامل آيت الله منتظرى از صحنه هاى سياسى و اجتماعى‏ ‏انقلاب برآمدند. قابل ذکر است در کتاب خاطرات سیاسی ایشان به طور کامل از اقدامات سید احمد خمینی در تخریب ایشان به عنوان عاملی درعزل مفصلا بحث شده است در این کتاب امده است:

" لازم به ذكر است كه احمد آقا به گفته خودش ، در مصاحبه‏ ‏اى مندرج در روزنامه جمهورى اسلامى مورخ " ‏1360/1/24‏ " هيچ گونه سابقه زندان‏ ‏و شكنجه نداشته است . با عنايت به بهره برداريهاى سازمان مجاهدين خلق از نقش‏ ‏آقاى سيد احمد خمينى بود كه آيت الله منتظرى مىنويسد كه در سال " 1358 "‏ ‏در قم به حضور امام رسيده و متذكر شده است كه احمد آقا از منافقين حمايت مى‏ ‏كند.
‏ ‏آيت الله منتظرى در نامه مورخ " ‏1365/7/17‏ " به امام خمينى مى
نويسد:
‏ ‏"... نكته مهم اينجاست كه وقتى من در زندان بودم منافقين را خوب شناختم و‏ ‏دريافتم چه از نظر ايدئولوژى و چه از نظر اخلاق افراد فاسد خودخواه رياست‏ ‏طلبى هستند ويك جو وجدان و عاطفه ندارند و لذا نه در زندان و نه پس از آزادى‏ ‏به آنان اعتماد نمى كردم و آنان را راه ندادم ، ولى سران آنها كه خيلى كم هم‏ ‏بودند، از جو آزاد دبيرستانها و دانشگاهها و پولهاى كلان بنياد مستضعفان‏ ‏و اسلحه پادگانها و چتر حمايت آيت الله طالقانى و بنى صدر و دانشجويان خط‏ ‏امام
 و شخص فرزند حضرتعالى و بيت شما استفاده كردند و بچه هاى معصوم دلباخته‏ ‏اسلام را در اثر سادگى و خامى به دام انداختند، مخصوصا دختران كم سن و سال‏ ‏را. يك روز من در منزل آقاى يزدى محل سكونت حضرتعالى عرض كردم متاسفانه در‏ ‏منزل شما از آنان حمايت مى
شود،فرموديد به وسيله كى ؟ گفتم ،آقاى احمد آقا..."‏ ‏اين جريان كه در سال "1358" واقع شد از عواملى بود كه نطفه بدبينى و ناراحتى‏ ‏احمد آقا را كه در آن زمان جوان بود، نسبت به آيت الله منتظرى."

‏ ‏اين برنامه با جوسازى و دروغ پراكنى نزد امام خمينى عليه آيت الله‏ ‏منتظرى شروع گرديد، و پس از دو سال ادامه اين روند با ارسال نامه اى‏ ‏از بيت مرحوم امام با محتوايى بيگانه با فرهنگ امام در تاريخ ‏۱۳۶۸/۱/۶‏‏ ‏به آيت الله منتظرى وارد مرحله تازه اى شد،( در کتاب خاطرات سیاسی با ذکر دلایل وشواهدی اینچنین نتیجه گیری شده است که این نامه توسط سید احمد خمینی نوشته شده است )و سپس جواب ايشان در‏ ‏جهت واگذارى رهبرى به انتخاب مجلس خبرگان به وسيله نامه اى در‏ ‏تاريخ ‏۱۳۶۸/۱/۷‏ وهمچنین ماجرای کشف باند مهدی هاشمی که در بیت ایت ا..منتظری دارای مسئولیت بود  نهايتا اعلام بركنارى آيت الله منتظرى از قائم مقامى‏ ‏رهبرى (تحت عنوان استعفاى ايشان ) توسط رسانه هاى جمعى‏ ‏همزمان با نامه امام در تاريخ ‏۱۳۶۸/۱/۸‏ منتشر شد.

‏به دنبال اين مسأله بلافاصله ادامه اقدامات به شكل تخريب ديوار و‏ ‏حصار اطراف بيت ، محو و حذف نام و عكس هاى ايشان از كتب درسى ،‏ ‏ادارات دولتى و معابر عمومى ، تغيير نام خيابان ها و اماكنى كه به نام‏ ‏آيت الله منتظرى نامگذارى شده بود و جمع آورى رساله و تأليفات‏ ‏ايشان و مزاحمت هاى ناروا نسبت به بسيارى از شاگردان و علاقه مندان‏ ‏ايشان ادامه يافت . علاوه بر فعاليت هاى فيزيكى فوق ، تخريب‏ ‏شخصيت آيت الله منتظرى نيز با نوشتن "رنجنامه " و‏ ‏"خاطرات سياسى "، مقالات توهين آميز در روزنامه ها، سخنرانى ها و‏ ‏بيانيه هاى اهانت آميز از طريق راديو و تلويزيون و در مجالس و‏ ‏خطبه هاى نمازجمعه به طور مكرر صورت مى‎گرفت ; همه اين موارد‏ ‏در حالى صورت مى‎گرفت كه كوچك ترين دفاع از ايشان سركوب‏ ‏مى‎شد و هيچ نشريه اى جرأت نمى كرد جمله اى در حمايت از معظم له‏ ‏بنويسد.

‏در اواخر سال ۱۳۶۸ با مطرح شدن مسأله استقراض خارجى ،‏ ‏آيت الله منتظرى در سخنرانى اعتراضى اين مطلب را عنوان كردند كه‏ ‏"استقراض خارجى به ضرر مملكت است و به استقلال سياسى و‏ ‏اجتماعى ما لطمه مى‎زند". اين انتقاد موجب شد كه عده اى‏به سوى بيت ايشان هجوم آورند و پس از دادن شعارهاى توهين آميز و‏ ‏كندن تابلوى دفتر آيت الله منتظرى محل را ترك كنند.

‏در ۲۱ بهمن ۱۳۷۱ در سخنرانى به مناسبت سالگرد پيروزى‏ ‏انقلاب اسلامى در اعتراض به جو ارعاب و خفقانى كه براى برخى از‏ ‏نيروهاى مخلص و انقلابى پيش آورده و عده اى - از جمله فرمانده ‏ ‏شهيد حاج داوود كريمى - را دستگير و زندانى نموده بودند، ايشان در‏ ‏دفاع از آنان اظهاراتى را در حدود يك ربع ساعت ابراز داشتند. دو روز‏ ‏بعد عده اى در برابر بيت تجمع كرده و با سنگ پرانى و شعارهاى‏ ‏توهين آميز ايجاد اغتشاش نمودند، و سپس صبح روز بعد به محل‏ ‏درس حمله كرده و عده اى از شاگردان ايشان را مضروب و دستگير‏ ‏كردند، و شب هنگام در ساعت ده شب حدود هزار نفر نيروى نظامى با‏ ‏قطع برق و تلفن ها و با محاصره كامل منطقه با كندن درب ها به وسيله ‏ ‏جرثقيل و شكستن شيشه ها به دفتر و حسينيه ايشان حمله كرده و پس از‏ ‏اين تهاجم وحشيانه آرشيو دفتر و اموال زيادى را به غارت بردند.

‏در سال ۱۳۷۳ (پس از درگذشت آيت الله اراكى ) بار ديگر مسأله‏ ‏مرجعيت آيت الله منتظرى توسط عده اى از علماى حوزه عنوان گرديد;‏ ‏پس از سخنرانى رهبرى در واكنش به اين موضوع ، حمله گروه هاى‏ ‏فشار به بيت ايشان همراه با دادن شعارهاى توهين آميز و شكستن و‏ ‏تخريب صورت گرفت ، و فرداى آن روز يورش مجدد به محل درس و‏ ‏شكستن تريبون و لوازم حسينيه و تهديد شاگردان انجام شد.

‏‏در روز ۲۳ آبان سال ۱۳۷۶ مصادف با سيزده رجب - به دليل احساس‏ ‏خطر در رابطه با مسأله مرجعيت شيعه و حكومتى شدن مرجعيت و‏ ‏دخالت ارگان هاى دولتى در آن - ايشان سخنرانى مهمى ايراد داشته كه در‏ ‏آن راجع به استقلال كامل قواى سه گانه ، مسئول بودن كليه افراد در برابر‏ ‏قانون و رد فراقانونى بودن رهبرى و تأكيد بر محدود بودن قدرت آن‏ ‏طبق قانون اساسى ، آزادى عمل در انتخاب مرجعيت شيعه ، و آزادى‏ ‏تشكل هاى حزبى و گروهى مطالبى را بيان كردند. اين بار مخالفين با‏ ‏قدرت نمايى كامل و اعزام نيروهايى از سپاه ، اطلاعات و بسيج ‏ ‏شهرستان هاى مختلف ضمن حمله به حسينيه و تخريب و اشغال آن ، به‏ ‏منزل مسكونى و دفتر ايشان نيز يورش برده و هرچه در دسترس بود‏ ‏شكستند و پاره كردند و يا به غارت بردند. در حمله به منزل و محل‏ ‏سكونت ايشان ، تعدادى از مسئولين سپاه اصرار داشتند آيت الله‏ ‏منتظرى را به بهانه حفظ جان به مكان نامعلومى انتقال دهند كه با‏ ‏مقاومت ايشان طرح آنان خنثى گشت . حسينيه پس از چند روز كه محل‏ ‏استقرار و مانور دادن اشغالگران بود، در حالى كه به شكل مخروبه اى‏ ‏درآمده و هنوز هم به همان صورت باقى است به حكم دادگاه ويژه ‏ ‏روحانيت پلمب گرديد; و پس از چند روز در يورشى مجدد و باز بنا به‏ ‏حكم دادگاه ويژه روحانيت - در زمان دادستانى آقاى رى شهرى -‏ ‏درب هاى ورودى به منزل آيت الله منتظرى مسدود و جوش داده شد و‏ ‏تنها درب ورودى به قسمت داخلى منزل ايشان را باز گذاشتند كه اين‏ ‏درب نيز به وسيله قراردادن كيوسك و گماردن نيروهاى سپاه پاسداران‏ ‏در جلوى آن به طور شبانه روزى كنترل مى‎شد و بيش از پنج سال ايشان‏ ‏جز با فرزندان و خواهر و برادران و نوه هاى خويش با شخص ديگرى‏ ‏اجازه ملاقات نداشت.

كيوسك حصر در تاريكى شب پنج شنبه ‏1381/11/10‏ برداشته شد که از حضور خبرنگاران و تصويربرداران جلوگيرى شد.

پی نوشت: سایت آيت الله العظمی منتظری

نوشته شده توسط سلطان  | لینک ثابت |

منوچهر محمدی یکشنبه هفتم مرداد 1386 11:32

منوچهر محمدی از رهبران دانشجویی  درگیر در اعتراضات دانشجویی 18 تیر 78بود

در پی سرکوب جنبش دانشجویی، منوچهر محمدی به همراه برادرش اکبرمحمدی و تعداد زیادی از دانشجویان دیگر در طی اعتراضات دانشجویی کوی دانشگاه شبانه دستگیر شد. وزارت اطلاعات طی پنج اطلاعیه از منوچهر محمدی به عنوان متهم ردیف اول قیام دانشجویی یاد کرد و با نمایش فیلمی که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد وی را مسئول و متهم ردیف اول حوادث کوی دانشگاه معرفی کرد.

نهایتا منوچهر محمدی به همراه برادرش و تعداد زیادی از دانشجویان دردادگاه انقلاب به اعدام محكوم شد، اما پس از چندی حكم او به ۱۵ سال حبس تقلیل یافت.

پس از قتل مشکوک برادرش در زندان اوین، منوچهر از فرصت مرخصی از زندان برای حضور در مراسم خاکسپاری برادرش ، از ایران خارج و به کردستان عراق سفر کرد. وی ازانجا به ترکیه رفت تا روادید سفر خود به امریکا را از سفارت این کشور درانکارا دریافت کند. اماپلیس ترکیه وی را به خاطر حضور غیرقانونی در این کشور به مدت ۱۱ روز بازداشت می کند و سپس به عراق بازمی گرداند. او پس از بازگشت به عراق، با کمک سفارت امریکا در این کشور مستقیما به المان منتقل شده و از آنجا به امریکا منتقل شد.

وی پس از رسیدن به آمریکا، طی یک کنفرانس مطبوعاتی که درنشنال پرس کلاپ شهر واشنگتن برگزار شد، برای اولین بار اعلام کرد که طی شکایتی از سران جمهوری اسلامی در دادگاه بین المللی رسیدگی به جنایات ضد حقوق بشر از تمامی سران و مسئولین جمهوری اسلامی شکایت خواهد کرد.

گفتنی است حضور وی در امریکا و تنی چند از مخالفان سیاسی ایران در این کشور شائبه همکاری این افراد را با سرویسهای امنیتی امریکا تقویت میکند همچنین فرار بدون مشکل منوچهر محمدی از ایران بر اطلاع نیروهای امنیتی کشور از مقصود وی صحه میگذارد.

 

نوشته شده توسط سلطان  | لینک ثابت |

حسین شریعتمداری چهارشنبه سوم مرداد 1386 11:22

مدیر مسئول انتصابی انتشارات کیهان که توسط خامنه ای به این مقام منصوب گشته‌است.وی از محافظه کاران تندرو حمایت میکند. کیهان در دوران انتخابات ریاست جمهوری ازاحمدی نژاد حمایت می‌کرد.

دوره اول ریاست جمهوری خاتمی، روزنامه نگارانی همچون گنجی و باقی در ایران و دکتر نوری زاده در لندن پرده از ارتباطات و گذشته وی برداشتند و معلوم گشت که وی سابقا بازجوی تواب گیر اوین بوده‌است. حسین شریعتمداری در مقاله‌ای در مورخ ۵\۱۰\۷۸ روزنامه کیهان که خود مدیر مسئول آن بود با تایید این ادعا نوشت: «دعوت از اینجانب برای بحث و گفت و گو با زندانیان گروهکی از جانب حجت الاسلام مجید انصاری صورت گرفته بود...آن هنگام را اینجانب جزو پربرکت ترین ایام عمر خود می‌دانم که بر اثر آن تعداد قابل توجهی از عناصر گروهکی بریده از انقلاب و مردم به آغوش انقلاب و ملت بازگشتند...»

در دوران پس از برملا شدن قتلهای زنجیره ای و دستگیری عده‌ای از نیروهای وزارت اطلاعات از جمله سعید امامی (معاون امنیت وزارت اطلاعات)، مصطفی کاظمی (مشاور عالی وزارت اطلاعات) و اکبر خوشکوش (رئیس گروه ضربت وزارت اطلاعات) معلوم گشت که در دوران وزارت حجت الاسلام فلاحیان در این وزارتخانه، وی پست معاونت اجتماعی وزارت اطلاعات را بر عهده داشته‌است.

وی هم اینک نیز مدیر مسئول روزنامه کیهان میباشد واخرین اقدام ایشان چاپ مقاله ای در باره بحرین بود که اعتراضات وسیعی در سطح این کشور بر ضد ایران به دنبال داشت .

نوشته شده توسط سلطان  | لینک ثابت |

اکبرگنجی یکشنبه سی و یکم تیر 1386 12:55

اکبر گنجی

 

وی در دوران انقلاب ۱۳۵۷ایران از فعالین خیابانی بود که بعدها با تشکیل سپاه  به آن پیوست و چند سالی رابط فرهنگی سفارت ایران در ترکیه بود و همچنین او با اعضای نهاد اطلاعات نخست وزیری مانند حجاریان که بنیان گذاران اصلی وزارت اطلاعات بودند ارتباط داشت که گاهی باعث شده بعضی وی را از اعضای وزارت اطلاعات بدانند. با پایان جنگ و پس از ورود به دانشگاه، از اوایل دههٔ هفتاد گنجی به تدریج از عقاید پیشین خود در زمینه‌های سیاسی،نسبت دین و سیاست، حقوق شهروندان و نظام سیاسی حاکم فاصله گرفت و به حلقهٔ کیان پیوست. حلقه‌ای که پس از جدا شدن خاتمی و شمس الواعظین و اعضای چپ مذهبی گرداننده روزنامه کیهان از آن نهاد به نشریه کیان روی آوردند وسروش، روشنفکر دینی مشهور ایرانی که در آن زمان از استادان این جریان و همچنین یکی از موثرترین اعضای نهاد انقلاب فرهنگی که هنوز با نام شورای عالی انقلاب فرهنگی وجود دارد بود آنان را به لحاظ فکری تغذیه می‌کرد.

با پیروزی محمد خاتمی در دوم خردا ۱۳۷۶ و در انتخابات ریاست جمهوری، یاران او که اکبر گنجی نیز در میان آن‌ها بود به نام اصلاح طلبان شهره شدند و فعالیت‌های گستردهٔ سیاسی و اجتماعی را پی گرفتند. زندانی شدن اکبر گنجی به دلیل واکاوی فاشیسم مذهبی در دانشگاه شیراز و انتشار هفته نامه راه نو از رویدادهای چشمگیر این دوران زندگی اوست.

وی پس از شرکت در کنفرانس جنجالی ایران پس از انتخابات که بعدها به کنفرنس برلین مشهور شد، پس از بازگشت به ایران در فرودگاه مهرآباد تهران در مورخ سوم اردیبهشت ۱۳۷۹دستگیر شد.

دادگاه اولیه گنجی به ریاست قاضی مرتضوی وی را به دلیل چند اتهام سنگین سیاسی به ده سال حبس و پنج سال تبعید محکوم کرد اما دو سال بعد در دادگاه تجدیدنظر حکم گنجی تنها به شش ماه حبس کاهش یافت. قاضی این دادگاه علی بخشی بود که چندی بعد بازخرید گردید. با اعتراض دادستانی تهران، حکم گنجی دوباره نقض شد و این بار به شش سال حبس بدل گردید.

زندان و اعتصاب غذا      

اکبر گنجی در زندان نه تنها از مواضع خود عدول نکرد که در برخی از آنها رادیکال تر نیز شد. وی ابتدا جزوه مانیفست جمهوری‌خواهی را نوشت که در آن به جدایی کامل دین از سیاست پرداخت. از این مانیفست در سال ۱۳۸۴،جلد دومی هم به قلم گنجی در زندان اوین منتشر شد که در آن برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی یک فعال سیاسی داخلی شخص خامنه ای را به شدت مورد انتقاد قرار داد.

اکبر گنجی در زمان انتخابات ریاست جمهوری دورهٔ نهم رسما انتخابات را تحریم کرد. وی سرانجام در اعتراض به آنچه بدرفتاری‌های فراوان در زندان اوین می‌خواند، ابتدا برای سیزده روز دست به اعتصاب غذای نامحدود زد که با موافقت با به مرخصی آمدنش، این اعتصاب غذا شکست. گنجی پس از بازگشت به خانه در مصاحبه‌هایی با خبرگزاریهای بین المللی رسما بر سیاست تحریم انتخابات صحه گذارد و به شدت از جدایی کامل دین از سیاست و تأسیس یک جمهوری تمام عیار به جای جمهوری اسلامی دفاع نمود. این گفت و گوها او را به زندان بازگرداند و اکبر گنجی دوباره برای مدت قریب هفتاد روز دست به اعتصاب غذای نامحدود زد. در این مدت بسیاری از ایرانیان سراسر جهان و سران کشورهای غربی به حمایت از او برخاستند. رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا نخست وزیر انگلیس و دبیر کل سازمان ملل متحد از جمله شخصیت های بین المللی بودند که خواهان آزادی اکبر گنجی شدند.

در پی وخامت اوضاع عمومی و پس از چاپ عکس هایی از اکبر گنجی که وی را در حالتی رنجور نشان می‌داد، دادستان تهران دستور انتقال گنجی را به «بیمارستان» صادر کرد. سرانجام پس از هفتاد روز، وی را به زندان اوین بازگرداندند.

در زمان اعتصاب غذا، گنجی در نامه‌هایی به آزادگان جهان (۲ نامه) و در جواب نامه‌های آیت الله منتظری و دکتر سروش که خواهان پایان اعتصاب غذای وی شده بودند، وی علاوه بر وارد نمودن انتقاداتی جدی به حاکمیت ایران، خواستار برکناری خامنه ای و شرکت او در یک انتخابات عمومی به منظور سنجش میزان محبوبیتش شد. وی در این نامه‌ها صراحاتا از تغییر نظام سیاسی ایران صحبت کرد.

سرانجام اکبر گنجی پس از تحمل ۶ سال زندان و پایان محکومیت خود، در مورخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۴ با شرایط جسمانی بسیار ضعیف و روحیه‌ای بسیار مصمم و شادمان از زندان آزاد شد و در برخی از پیام‌های خود، خوانندگان خود را به نقد مانیفست جمهوری خواهی فراخواند و همچنین تکمیل و تجمیع دلایل مدافع نظریهٔ خود را نیز از جمله وظایف فعلی خود پس از دوران نقاهت اعلام کرد.

او پس ازا ازدی از زندان راهی اروپا شد وچندین جایزه بین المللی از مجامع حقوق بشری اروپا دریافت کرد وی هم اینک در امریکا ساکن است و مجامع قضایی ایران تهدید کردند در صورت بازگشت به علت سخنان وی علیه او اعلام جرم میکنند.

نامه اکبر گنجی  به کوفي عنان

اکبر گنجي در نامه اي به کوفي عنان دبير کل سازمان ملل متحد ضمن ابراز نگراني نسبت به جان زندانيان سياسي جمهوري از وي خواست نسبت به مرگ اکبر محمدي در زندان اوين واکنش نشان دهد. به دنبال اين نامه که در آغاز دومين هفته از سفر اکبرگنجي به آمريکا نوشته شد از گنجي دعوت به عمل آمد که در ديدار مجددي از کاخ شيشه اي با مديران اين سازمان گفتگو کند.

گنجي در نامه خود خطاب به عنان آورده است: "در روزهاي جاري ذهن شما به درستي متوجه کشتار و آوارگي مردمان غيرنظامي در لبنان است. اميدوارم تلاشهاي شما به سرانجام رسد و بمبارانها و درگير‌يهاي نظامي خاتمه يابند. در منطقه‌ي خاورميانه و نزديک هم اين گونه جنگها جاري هستند و هم جنگهاي پنهان و آشکاري که برخي حکومتها عليه مردمان خود برپا کرده‌اند و بي‌وقفه آنها را پيش مي‌برند. نمونه‌ي بارز چنين ضديتي با آرامش و آزادي را مي‌توان در ايران ديد."

وي ادامه داده است: "در زندان مخوف اوين بازهم يک زنداني سياسي به نحو مشکوکي درگذشته است. اين زنداني با نام اکبر محمدي در حال اعتصاب غذا به سرمي‌برده است. هدف وي از اعتصاب غذا اعتراض به بي‌حقوقي خود به‌عنوانِ زنداني سياسي بوده است. اکبر محمدي جرمي جز فعاليت سياسي آزاديخواهانه در چارچوب مبارزات دانشجويي نداشته است. من سالهاي طولاني در زندانهاي جمهوري اسلامي اسير بوده‌ام و مي‌دانم چه خطرهايي جان زندانيان سياسي را تهديد مي‌کند. اعتصاب غذايي که ما اخيرا در ايران و خارج از جمله در مقابل مرکز سازمان ملل متحد در نيويورک برپا کرديم، براي جلب توجه جهانيان به وضعيت زندانيان سياسي در ايران و فشار حکومت بر دگرانديشان بود."

در نامه اين روزنامه نگار ايراني تصريح شده است: "ما خواهان آن بوده و هستيم که جلوي فجايعي چون قتل زهرا کاظمي، خبرنگار ايراني– کانادايي در زندان اوين گرفته شود. اکنون بايستي در کنار زهرا کاظمي، که در ژوئيه ۲۰۰۳ به قتل رسيد، از اکبر محمدي نيز نام ببريم. رژيم در مورد اکبر محمدي، همچون مورد زهرا کاظمي اجازه بررسي نحوه‌ي مرگ از سوي مراجع ذي‌صلاح غيردولتي و خانواده‌ي دانشجوي قرباني را نداده است. جسد او را با عجله و به صورتي مخفي دفن کرده‌اند."

اکبر گنجي در پايان تاکيد کرده است: "من نگران جان همبندان سابق خود و همه‌ي زندانيان سياسي هستم. از شما مي‌خواهم به رژيم ايران در مورد اعمال فشاري که به مرگ اکبر محمدي منجر شد اعتراض کنيد و خواهان بازديد هيئتي جهاني از زندانهاي ايران شويد. 

  

نوشته شده توسط سلطان  | لینک ثابت |

سعید حجاریان پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 13:37

سعید حجاریان

سعيد حجاريان از فعالان سياسی ایران است. وی از اعضای دفتر مرکزی حزب جبهه مشارکت و از چهره‌های مطرح دوم خرداد و معروف به تئوريسین اصلاحات است که در سال 1378 توسط سعید عسگر در مقابل شورای شهر تهران ترور شد. وی از اين ترور جان به در برد، اما از آن پس زندگی را بر صندلی چرخدار می‌‌گذراند و دچار اختلالات شدید گفتاری شده است.

سعيد حجاريان که دارای سوابق امنیتی و اطلاعاتی بود و جزو موسسین وزارت اطلاعات به حساب می آید، پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ در نخستین انتخابات شورای شهر به عنوان نايب رییس به این شورا راه یافت و در عین حال سمت مشاور سیاسی رییس جمهور وقت را نیز بر عهده داشت. وی مدتی سمت استادی در تدریس درس مدیریت استراتژیک به دانشجویان کادر وزارت اطلاعات، من جمله سعید امامی را دارا بود. همچنین مدتی نیز ریاست سازمان مطالعات استراتژیک در طی سالهای دهه ۷۰ را بر عهده داشت.

وی از سال ۱۳۷۷ دست به انتشار روزنامهٔ - اکنون توقیف شدهٔ - صصبح امروز زد که در جریانات سیاسی آن روز نقش اطلاع‌رسانی عمده‌ای را بر عهده گرفت. ترور وی بعد از افشاگری‌هایی درباره قتلهای زنجیره ای در این روزنامه صورت گرفت. وی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ گردید،از دکترمعین نامزد جبهه مشارکت ایران اسلامی حمایت می‌کرد.

مطابق با نوشته های گنجی دیدگاه حجاریان نسبت به اصلاحات یک دیدگاه مشروطه طلبی به معنای حفظ کلیت نظام و ایجاد تغییرات ضروری در این چهارچوب است در حالیکه گنجی دیدگاه جمهوری خواهی را در مقابل آن و به معنای اقدام برای تغییر کلی نظام مطرح می کند.

 

نوشته شده توسط سلطان  | لینک ثابت |